۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

تهرانی‌ها شهر را خالی نکردند

 


تهران، پایتخت ایران، این روزها به سال‌های پایانی سلطنت محمدعلی‌شاه قاجار شبیه است؛ شهری رنجور از ظلم و استبداد که نشانه‌های بحران از در و دیوار شهر تا سفره‌های مردم به‌وضوح دیده می‌شود. فقر و فلاکت بیداد می‌کند و فضای عمومی جامعه آکنده از خشم و ناامنی است. جاسوسان و گزمه‌های حکومتی به نام امنیت در هر کوچه و برزن وحشت عمومی ایجاد می‌کنند. با این تفاوت که حالا جنگ هم مزید بر علت شده و پایتخت ایران زیر شدیدترین حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی است.

نهادهای نظامی، انتظامی، امنیتی و سرکوب نظام اسلامی از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، هدف قرار می‌گیرند و به خاکستر و تلی از آوار تبدیل می‌شوند. شاهدان عینی می‌گویند به هر سوی شهر که نگاه می‌کنید، ستون دود بالا رفته است و صدای انفجارهای مهیب شنیده می‌شود و پنجره‌ها و دیوارها می‌لرزند، اما در میان این همه انفجار، دود و خاکستر، اتفاق شگفت این است که بیشتر مردم در خانه‌هایشان مانده‌اند و این بار عادت دیرینه ترک تهران به مناسبت‌های مختلف را، خرق کرده‌اند. گویی دریافته‌اند که نباید فرصت تاریخی بازپس‌گیری شهر را از دست بدهند.

روز نهم اسفندماه پس از اینکه محل اقامت علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، هدف قرار گرفت، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی، با تاکید بر اینکه لحظات پیش روی ملت ایران «سرنوشت‌ساز» است، از مردم خواست فعلا در خانه‌ها بمانند، آرامش و امنیت خود را حفظ کنند و هوشیار و آماده باشند تا در «زمان مناسب»، برای «اقدام نهایی» به خیابان‌ها بازگردند.

رئیس جمهوری امریکا پیامی، مردم ایران را خطاب قرار داد و گفت که وقت آزادی شما فرارسیده، اما فعلا در خانه بمانید، بیرون بسیار خطرناک است و بمب‌ها هرجایی فرود خواهند آمد. وقتی کار ما تمام شد، برعهده شما است که حکومت خود را به دست بگیرید.

در مقابل، شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در نخستین اطلاعیه پس از شروع جنگ، از مردم خواست چنانچه برایشان امکان دارد به شهرهای دیگر بروند و ادعا کرد که با ترک تهران از «گزند شرارت آمریکا و اسرائیل» در امان خواهند ماند. جمهوری اسلامی در عین حال، هواداران سنتی و مذهبی‌اش را هم فراخواند تا تحت عنوان عزاداری برای رهبر سابق جمهوری اسلامی، خیابان‌ها را تسخیر کنند.

درخواست ترک تهران گمانه‌زنی‌ها درباره این موضوع را تقویت کرد که جمهوری اسلامی قصد دارد با ترغیب مردم به ترک تهران، از شکل‌گیری هسته‌های اعتراضی و سقوط خود جلوگیری کند و اگرچه می‌داند که حملات محدود به تهران نیست و دیگر شهرها را نیز در برگرفته، ترجیح می‌دهد تا جایی که می‌تواند مردم را از پایتخت دور نگه دارد؛ ترفندی که به قول پیرمردی ساکن یکی از مناطق شرقی تهران، آنقدر نخ‌نما بود که مردم دست حکومت را خواندند و در حالی‌ که قبلا از هر فرصتی برای خروج از شهر و رفتن به سمت شمال استفاده می‌کردند، این بار در خانه‌ خود مانده‌اند.

این مرد می‌گوید وضعیت تهران در این روزها ابدا با جنگ ۱۲ روزه قابل‌مقایسه نیست و دست‌کم تمام کسانی که او می‌شناسد و آن زمان به شمال رفتند، اکنون در خانه‌های خود مانده‌اند و می‌گویند جایی نمی‌روند.

او برادرش را مثال می‌زند که طی جنگ ۱۲ روزه به همراه خانواده‌اش به یکی از شهرهای شمالی رفت و پس از آن نیز به این دلیل که پیش‌بینی شده بود جنگ دوباره آغاز می‌شود، در همان منطقه خانه‌ای خرید که دیگر مشکل اقامت هم نداشته باشد، اما حتی او و خانواده‌اش هم این روزها در تهران مانده‌اند.

گزارش‌های میدانی و داده‌های رسمی هم تایید می‌کنند آمار کسانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه از تهران خارج شدند، میلیونی بود. تا آنجا که تاب‌آوری شهرهای شمالی تحت تاثیر قرار گرفت و قیمت اجاره هتل و خانه به‌شدت بالا رفت، کمبود اقلام خوراکی و نان گزارش شد و بسیاری از مردم حتی در جنگل‌ها و کنار دریا چادر زدند.

همین الگو در مناسبت‌های دیگر نیز همواره وجود داشت. از سال‌های جنگ ایران و عراق که با شروع بمباران‌های پایتخت، هزاران خانواده تهران را خالی کردند، تا تعطیلات به مناسبت‌ سالگرد خمینی که برای خیلی‌ها فرصتی برای تفریح و سفر کوتاه‌مدت به شمار می‌آمد و به سمت جاده‌های شمال سرازیر می‌شدند.

از آنجا که شرایط امروز تهران به روزهای پایانی سلطنت محمدعلی‌شاه شبیه است، شاید بتوان وقایع این روزها را نیز با آنچه در آن دوران گذشت، رمزگشایی کرد.

فتح تهران؛ پیروزی مشروطه‌خواهان با همراهی مردم

روز بیست‌ودوم تیرماه ۱۲۸۸، نیروهای مشروطه‌خواه به فرماندهی سردار اسعد بختیاری از یک سو و محمدولی‌خان تنکابنی از سوی دیگر وارد تهران شدند و پایان استبداد صغیر و حکومت محمدعلی‌شاه را رقم زدند. با این حال، فتح تهران هرگز حاصل یک عملیات سازمان‌یافته از بیرون شهر نبود، بلکه جبهه‌ای متحد در داخل و خارج تهران شکل گرفت. چنانچه پیش از ورود نیروهای مشروطه‌خواه، مریم بختیاری مخفیانه وارد شهر شده بود و نیروهای بختیاری نیز در نقاط حساس مستقر بودند.

اگر در آن دوران، نیروهای قزاق به فرماندهی لیاخوف روسی در میدان بهارستان و عمارت‌های اطراف سنگر گرفتند تا بنیان حکومت محمدعلی‌ شاه را حفظ کنند. این روزها نیز هواداران تندرو و مواجب‌بگیران نظام اسلامی به اسم عزاداری برای خامنه‌ای، می‌کوشند به هر طریقی سنگر خیابان را حفظ کنند تا مانع سقوط حکومت در بزنگاه قیام مردم شوند.

پیش‌بینی آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد، ممکن نیست اما دست‌کم می‌توان یادآوری کرد که مشروطه‌خواهان با استقبال و حمایت مردم پیروز شدند، به‌ سرعتی برق‌آسا مراکز دولتی را تسخیر کردند و راهی جز فرار و تسلیم برای وابستگان دربار باقی نگذاشتند. محمدعلی‌شاه نیز که فروپاشی پایگاه قدرت خود را به چشم می‌دید، به همراه خانواده و جمعی از درباریان به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده شد.

حالا از یک سو کارگزاران حکومت از مردم خواسته‌اند که شهر را ترک کنند و از سوی دیگر بسیاری از مردم به یکدیگر توصیه می‌کنند که در شهر بمانند، چرا که ترددهای غیرضروری می‌تواند جان و امنیت آنان را به خطر بیندازد. ضمن اینکه به قول یکی از ساکنان تهرانپارس، مردم فهمیده‌اند «ریگی به کفش حکومت است» و به همین دلیل هم بنای ترک شهر را ندارند.

او که در یک کوچه بن‌بست زندگی می‌کند، می‌گوید پس از سه سال اقامت در این محله، تازه برخی همسایگان را شناخته است: «بعد از هر انفجار چه شب باشد چه روز، مردم به کوچه‌ می‌آیند، با هم صحبت می‌کنند، از حال هم باخبر می‌شوند، به یکدیگر کمک می‌کنند و به این ترتیب هسته‌های همدلی محلی و همبستگی شکل گرفته است.»

او این نکته را هم اضافه می‌کند که مردم به‌شدت به حاکمیت بی‌اعتمادند و هنگامی‌که جمهوری اسلامی توصیه به ترک تهران کرد، متوجه شدند که کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. در جریان جنگ ۱۲ روزه هم اگر خیلی‌ها شهر را خالی کردند، به این دلیل بود که رئیس‌جمهوری آمریکا هشدار تخلیه داد.

این فرد اضافه می‌کند که جنگ و صدا مهیب انفجارها اصلا خوشایند نیست و نمی‌توان آن را عادی‌سازی کرد: «هر بار که انفجاری رخ می‌دهد، برخی از ترس قالب تهی می‌کنند، سالمندان مضطرب می‌شوند، کودکان جیغ می‌کشند و حتی برای کسانی هم که نمی‌ترسند، شنیدن پیاپی صدای انفجار و لرزیدن شیشه‌ها و دیوارها تجربه‌ای سنگین و فرساینده است. با این حال درک و دریافت من این است که انگار خیلی‌ها قبول کرده‌اند برای پایان کابوس ۴۷ ساله جمهوری اسلامی راه دیگری وجود ندارد.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.

تهرانی‌ها شهر را خالی نکردند

  تهران، پایتخت ایران، این روزها به سال‌های پایانی سلطنت محمدعلی‌شاه قاجار شبیه است؛ شهری رنجور از ظلم و استبداد که نشانه‌های بحران از در و ...