گزارش نتبلاکس، نهاد بینالمللی ناظر بر وضعیت اینترنت، نشان میدهد که روز شنبه هشتم فروردین، قطعی اینترنت در ایران وارد بیستونهمین روز شده است؛ وضعیتی که ازنظر مدتزمان یکی از طولانیترین دورههای قطعی اینترنت در ایران محسوب میشود.
گزارش نتبلاکس، نهاد بینالمللی ناظر بر وضعیت اینترنت، نشان میدهد که روز شنبه هشتم فروردین، قطعی اینترنت در ایران وارد بیستونهمین روز شده است؛ وضعیتی که ازنظر مدتزمان یکی از طولانیترین دورههای قطعی اینترنت در ایران محسوب میشود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، نهادهای امنیتی بریتانیا در حال بررسی شبکههایی در رسانههای اجتماعیاند که با وعده پرداخت پول، نوجوانان بریتانیایی را برای انجام فعالیتهای جاسوسی، مانند جمعآوری اطلاعات و زیر نظر گرفتن اهداف خاص، جذب میکنند. این فعالیتها به نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی نسبت داده میشوند.
از هر زاویه که بنگرید، میهن ما ایران امروز حال خوشی ندارد. چگونه به اینجا رسیدیم؟ این پرسش در طی چهار یا پنج دهه گذشته بارها مطرح شده است و ممکن است بگویید نیازی به ذکر مصیبت نیست.
ایرانیان، سومین روز نوروز ۱۴۰۵ خورشیدی (۲۵۸۵ شاهنشاهی) را در حالی آغاز کردند که نیمهشب گذشته مواضع متعدد جمهوری اسلامی در نقاط مختلف، هدف حملات هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. در بیستوپنجمین روز جنگ، اینترنت بینالمللی همچنان مسدود است و بهجز دارندگان سیمکارتهای سفید، شمار اندکی از مردم با پرداخت مبالغ نجومی برای فیلترشکن، بهشکلی محدود به اینترنت بینالمللی دسترسی دارند.
سفرههای هفتسین سال ۱۴۰۵ هجری خورشیدی (۱۲۸۵ شاهنشاهی)، با سالهای پیش تفاوتی معنادار دارد و «سین» دیگری هم به سفرهها افزوده شده است: سینِ سوگ هزاران جان عزیزی که در دیماه خونین، هدف گلولههای استبداد قرار گرفتند. اکنون میلیونها ایرانی در حالی سال جدید را آغاز میکنند که اندوهی سترگ و داغی سهمگین بر دل دارند.
ایران در سالی که گذشت، بیشباهت به یک صفحه بازی تخته نرد نبود. صفحه ای که بازیکنان آن، مردم و حکومت بودند. گاهی اوقات، مردم جفت شش میآورند و گاه، جمهوری اسلامی تاسِ خوب میریخت. سرعت مردم در انتقال مهرهها به خانه خودی و ریسکهایی که برای زدن مهره حریف یا فرار از مهرههای خطرناک انجام می دادند، در ابعادی با یک بازی حقیقی، آنقدر تماشایی بود که در یک سال گذشته، ایران بیاغراق، صحنه دیدنیترین بازی جهان شده بود؛ جهانی که امروز، در آستانه نوروز و سال ۱۴۰۵ خورشیدی، همچنان غرق در تماشای ایران و منتظر دیدن بازی استادانه این ملت است.
تهران، پایتخت ایران، این روزها به سالهای پایانی سلطنت محمدعلیشاه قاجار شبیه است؛ شهری رنجور از ظلم و استبداد که نشانههای بحران از در و دیوار شهر تا سفرههای مردم بهوضوح دیده میشود. فقر و فلاکت بیداد میکند و فضای عمومی جامعه آکنده از خشم و ناامنی است. جاسوسان و گزمههای حکومتی به نام امنیت در هر کوچه و برزن وحشت عمومی ایجاد میکنند. با این تفاوت که حالا جنگ هم مزید بر علت شده و پایتخت ایران زیر شدیدترین حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی است.
بررسی نشریه تلگراف نشان میدهد دو شرکت ثبتشده در بریتانیا در مرکز شبکه بانکی جهانی در سایه سپاه پاسداران قرار دارند. گفته میشود این شرکتها در پوشش صرافی رمزارز فعالیت میکنند، که تحریمها را دور زده و نزدیک به یک میلیارد دلار تراکنش مرتبط با سپاه پاسداران را پردازش کردهاند
پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، در ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا گفت که «ذخایر سلاحهای دفاعی و تهاجمیمان به ما امکان میدهد که عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را تا زمانی که نیاز است ادامه دهیم.»
ناگهان تاریکی مطلق و سکوت سنگین بیخبری از آنچه در خیابانهای ایران رخ داده بود. همهچیز از یک فاجعه خبر میداد. تمام کانالهای ارتباطی و اطلاعرسانی قطع شده بود. اخبار سینهبهسینه نقل میشد، آنهم با انبوهی از گمانهزنیهای نگرانکننده و ترسناک که از شبکههای خبری ماهوارهای پخش میشد. ۱۸ دی ۱۴۰۴ یکی از شدیدترین خاموشیهای دیجیتال تاریخ معاصر کشور اتفاق افتاد. اقدامی که دستورش توسط شورای عالی امنیت ملی صادر و از سوی وزارت ارتباطات اجرا شد و در نتیجهی آن نهتنها همان دسترسی نیمبند و فیلترشده به جهان خارج قطع که بخشهای وسیعی از زندگی مردم هم به شکل رسمی فلج شد. ضمن اینکه بیخبری کامل از اخبار و رویدادها تا اختلال در خدمات ضروری مانند بانکداری، حملونقل و حتی خرید روزانهی حاکم و در یک کلام مملکت تعطیل شده بود
مسئلهی خشونت دولتی در عصر فروپاشی مشروعیت / در سنت کلاسیک علوم سیاسی، خشونت دولتی غالباً بهعنوان ابزاری استثنایی برای مهار بحران و بازگرداندن نظم تحلیل میشد؛ امری که در چارچوب وبرینِ «انحصار مشروع خشونت» معنا مییافت. در این نگاه، مشروعیت نهفقط شرط امکان اعمال خشونت بود، بلکه افقی بود که در آن خشونت باید محدود، توجیهپذیر و نهایتاً «بازگشتپذیر» به نظم حقوقی تلقی میشد. با این حال، در چند دههی اخیر و بهویژه در دولتهایی که با فرسایش نمایندگی سیاسی، بحران کارآمدی و سقوط سرمایهی اعتماد اجتماعی روبهرو هستند، الگوی کلاسیک توان توضیح پدیدهای را از دست داده است که میتوان آن را «عادیشدن خشونت مرگبار» نامید: خشونتی که دیگر نه بهمثابه واکنش موقت، بلکه بهعنوان صورتبندی جایگزین سیاست عمل میکند.
ساعاتی پس از آغاز حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، تهران دامنه درگیری را به کشورهای عربی خلیج فارس گسترش داد؛ اقدامی بیسابقه در تاریخ نظامی جمهوری اسلامی که ممکن است آرایش امنیتی منطقه را
در جریان انقلاب ملی مردم ایران در دیماه، رئیسجمهور دونالد ترامپ به جمهوری اسلامی هشدار داد که اگر معترضان را بکشد ایالات متحده برای نجات آنها خواهد آمد.
یک هفته پس از آغاز موج تازه اعتراضهای دانشجویی در همراهی با انقلاب ملی ایرانیان، اکنون به نظر میرسد آنچه در محوطه دانشگاهها رخ میدهد، دیگر صرفا یک حرکت صنفی یا محدود به فضای آکادمیک نیست، بلکه به امتداد مستقیم مطالبات خیابانی و اجتماعی تبدیل شده است.
در جریان جنگ اخیر میان ایالات متحده، اسرائیل و جمهوری اسلامی، گزارشهایی از هدف قرار گرفتن برخی تاسیسات پتروشیمی در ایران منتشر شده است، ا...