۱۴۰۴ تیر ۱۵, یکشنبه

«جنایت علیه بشریت


عنوان «جنایت علیه بشریت» تلقی کردهرانا می‌گوید «بیش از ۶۷ درصد» از سرکوب اقلیت‌های مذهبی در ایران در یک سال گذشته مربوط به بهائیان است.

این رسانه روز جمعه هفتم دی‌ماه در گزارش سالانهٔ خود در زمینهٔ نقض حقوق بشر در ایران اعلام کرد پس از بهائیان حدود ۱۳ درصد از برخوردهای نهادهای امنیتی با پیروان اهل سنت و پس از آن بیش از ۹ درصد از برخوردهای امنیتی با مسیحیان صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۴ دستکم ۸۵ شهروند از اقلیت‌های مذهبی را بازداشت و ۶۵ تن دیگر را به نهادهای امنیتی احضار کرده است.

در این گزارش آمده نهادهای قضائی حکومت ایران در مجموع بیش از چهار هزار و ۷۰۰ ماه حبس برای پیروان اقلیت‌های مذهبی در ایران صادر کرده‌اند.همچنین ۵۲ شهروند نیز در این زمینه به پرداخت بیش از دو میلیارد و ششصد میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده‌اند.وزارت خارجهٔ آمریکا تیرماه ۱۴۰۳ در گزارش سالانهٔ بررسی آزادی مذهبی در بخش ایران تصریح کرد پس از کشته‌شدگان مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت‌ ارشاد در مهرماه ۱۴۰۱، فشار و سرکوب اقلیت‌های مذهبی در ایران افزایش یافته‌است.در این گزارش با اشاره به موارد متعدد سرکوب و آزار مذهبی در جمهوری اسلامی به موضوع سرکوب و ادامه فشار بر بهائیان، دراویش، نوکیشان مسیحی، و اهل تسنن نیز پرداخته شد.گزارش سالانه بررسی آزادی مذهبی تصریح کرد در حال حاضر یک هزار بهایی در بازداشت، حبس‌خانگی، در انتظار صدور حکم یا احضار به دادگاه تحت فشارند.شواهد، آمار و گزارش‌های رسیده به رادیوفردا نیز نشان می‌دهد که فشار سیستماتیک نهادهای امنیتی به ویژه بر شهروندان بهایی در ایران هم‌زمان با اعتراضات «زن زندگی آزادی»، دست کم در برخوردهای امنیتی، تبعیض و محرومیت از حقوق اولیه شهروندی و فشار مستقیم بر معترضان و فعالان بهائی بازداشت‌شده، افزایش یافته است.

این سرکوب‌ها با گذشت یک‌ سال از آغاز اعتراضات سراسری روند صعودی داشت و بر اساس گفته‌های فعالان بهائی داخل کشور همچنان ادامه دارد.

بنیاد عبدالرحمن برومند که در زمینهٔ قربانیان خشونت‌های حکومت جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند نیز دی‌ماه امسال در گزارشی تحقیقی اعلام کرد اقدامات جمهوری اسلامی علیه پیروان این اقلیت مذهبی را می‌توان به عنوان «جنایتر» تلقی کرد

«جنایت علیه بشریت


عنوان «جنایت علیه بشریت» تلقی کردهرانا می‌گوید «بیش از ۶۷ درصد» از سرکوب اقلیت‌های مذهبی در ایران در یک سال گذشته مربوط به بهائیان است.

این رسانه روز جمعه هفتم دی‌ماه در گزارش سالانهٔ خود در زمینهٔ نقض حقوق بشر در ایران اعلام کرد پس از بهائیان حدود ۱۳ درصد از برخوردهای نهادهای امنیتی با پیروان اهل سنت و پس از آن بیش از ۹ درصد از برخوردهای امنیتی با مسیحیان صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۴ دستکم ۸۵ شهروند از اقلیت‌های مذهبی را بازداشت و ۶۵ تن دیگر را به نهادهای امنیتی احضار کرده است.

در این گزارش آمده نهادهای قضائی حکومت ایران در مجموع بیش از چهار هزار و ۷۰۰ ماه حبس برای پیروان اقلیت‌های مذهبی در ایران صادر کرده‌اند.همچنین ۵۲ شهروند نیز در این زمینه به پرداخت بیش از دو میلیارد و ششصد میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده‌اند.وزارت خارجهٔ آمریکا تیرماه ۱۴۰۳ در گزارش سالانهٔ بررسی آزادی مذهبی در بخش ایران تصریح کرد پس از کشته‌شدگان مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت‌ ارشاد در مهرماه ۱۴۰۱، فشار و سرکوب اقلیت‌های مذهبی در ایران افزایش یافته‌است.در این گزارش با اشاره به موارد متعدد سرکوب و آزار مذهبی در جمهوری اسلامی به موضوع سرکوب و ادامه فشار بر بهائیان، دراویش، نوکیشان مسیحی، و اهل تسنن نیز پرداخته شد.گزارش سالانه بررسی آزادی مذهبی تصریح کرد در حال حاضر یک هزار بهایی در بازداشت، حبس‌خانگی، در انتظار صدور حکم یا احضار به دادگاه تحت فشارند.شواهد، آمار و گزارش‌های رسیده به رادیوفردا نیز نشان می‌دهد که فشار سیستماتیک نهادهای امنیتی به ویژه بر شهروندان بهایی در ایران هم‌زمان با اعتراضات «زن زندگی آزادی»، دست کم در برخوردهای امنیتی، تبعیض و محرومیت از حقوق اولیه شهروندی و فشار مستقیم بر معترضان و فعالان بهائی بازداشت‌شده، افزایش یافته است.

این سرکوب‌ها با گذشت یک‌ سال از آغاز اعتراضات سراسری روند صعودی داشت و بر اساس گفته‌های فعالان بهائی داخل کشور همچنان ادامه دارد.

بنیاد عبدالرحمن برومند که در زمینهٔ قربانیان خشونت‌های حکومت جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند نیز دی‌ماه امسال در گزارشی تحقیقی اعلام کرد اقدامات جمهوری اسلامی علیه پیروان این اقلیت مذهبی را می‌توان به عنوان «جنایتر» تلقی کرد

۱۴۰۴ تیر ۱۴, شنبه

آرامش کارگران


«چکار کنیم تا کارگران آرامش و امنیت شغلی داشته باشند؟

راهکارهایی برای ایجاد آرامش شغلی برای کارگران

کارگران، قلب تپنده‌ی تولید و توسعه‌ی هر جامعه هستند. برای اینکه آن‌ها با آرامش، انگیزه و رضایت کار کنند، باید شرایطی فراهم شود که امنیت شغلی، احترام، و رفاه در آن رعایت شود. در ادامه چند راهکار مهم برای ایجاد آرامش در محیط کار کارگران آورده شده است:

  1. قراردادهای کاری شفاف و بلندمدت:
    قراردادهای رسمی، بیمه و حقوق منظم، مهم‌ترین پایه‌های امنیت شغلی‌اند. وقتی کارگر بداند که فردا هم شغلش را دارد، با دلگرمی بیشتری کار می‌کند.

  2. احترام به شأن انسانی و گفت‌وگوی عادلانه:
    کارگران باید در محیطی کار کنند که با آن‌ها با احترام رفتار شود و بتوانند آزادانه خواسته‌ها یا مشکلاتشان را بیان کنند.

  3. ایمنی محیط کار:
    تجهیزات ایمنی، آموزش‌های لازم و رعایت استانداردها از مهم‌ترین عوامل برای کاهش استرس و نگرانی کارگران هستند.

  4. پرداخت به‌موقع حقوق و مزایا:
    وقتی کارگر بداند زحماتش به موقع جبران می‌شود، هم آرامش ذهنی خواهد داشت و هم انگیزه‌ی بیشتری برای کار بهتر.

  5. توجه به سلامت جسمی و روانی:
    دسترسی به خدمات بهداشتی، بیمه درمانی، و حتی مشاوره روانی می‌تواند نقش مهمی در آرامش کلی کارگران ایفا کند.

  6. تشویق و قدردانی از تلاش‌ها:
    شناخته شدن زحمت کارگران، چه با کلام، چه با پاداش، احساس ارزشمندی را در آن‌ها زنده ماند

  7. حتماً! در ادامه، متنی کوتاه و ادبی در مورد کارگران برات نوشتم. اگر سبک یا موضوع خاصی مد نظرته (مثلاً مقاله، انشا، سخنرانی، یا متن برای شبکه اجتماعی)، بگو تا دقیق‌تر بنویسم.


    متن در مورد کارگران:

    کارگران ستون‌های پنهان جامعه‌اند؛ بی‌ادعا، اما با دستانی پُر از تلاش و چشمانی لبریز از امید. آن‌ها صبح را با صدای بوق کارخانه‌ها آغاز می‌کنند و شب را با خستگی مقدسی به پایان می‌رسانند که تنها از دل زحمت برمی‌خیزد.

    هیچ بنایی برپا نمی‌شود، مگر با همت کارگر؛ هیچ خیابانی آسفالت نمی‌شود، هیچ نانی به سفره نمی‌رسد، و هیچ چرخ صنعتی نمی‌چرخد، جز به نیروی بازوان آن‌ها.

آرامش کارگران


«چکار کنیم تا کارگران آرامش و امنیت شغلی داشته باشند؟

راهکارهایی برای ایجاد آرامش شغلی برای کارگران

کارگران، قلب تپنده‌ی تولید و توسعه‌ی هر جامعه هستند. برای اینکه آن‌ها با آرامش، انگیزه و رضایت کار کنند، باید شرایطی فراهم شود که امنیت شغلی، احترام، و رفاه در آن رعایت شود. در ادامه چند راهکار مهم برای ایجاد آرامش در محیط کار کارگران آورده شده است:

  1. قراردادهای کاری شفاف و بلندمدت:
    قراردادهای رسمی، بیمه و حقوق منظم، مهم‌ترین پایه‌های امنیت شغلی‌اند. وقتی کارگر بداند که فردا هم شغلش را دارد، با دلگرمی بیشتری کار می‌کند.

  2. احترام به شأن انسانی و گفت‌وگوی عادلانه:
    کارگران باید در محیطی کار کنند که با آن‌ها با احترام رفتار شود و بتوانند آزادانه خواسته‌ها یا مشکلاتشان را بیان کنند.

  3. ایمنی محیط کار:
    تجهیزات ایمنی، آموزش‌های لازم و رعایت استانداردها از مهم‌ترین عوامل برای کاهش استرس و نگرانی کارگران هستند.

  4. پرداخت به‌موقع حقوق و مزایا:
    وقتی کارگر بداند زحماتش به موقع جبران می‌شود، هم آرامش ذهنی خواهد داشت و هم انگیزه‌ی بیشتری برای کار بهتر.

  5. توجه به سلامت جسمی و روانی:
    دسترسی به خدمات بهداشتی، بیمه درمانی، و حتی مشاوره روانی می‌تواند نقش مهمی در آرامش کلی کارگران ایفا کند.

  6. تشویق و قدردانی از تلاش‌ها:
    شناخته شدن زحمت کارگران، چه با کلام، چه با پاداش، احساس ارزشمندی را در آن‌ها زنده ماند

  7. حتماً! در ادامه، متنی کوتاه و ادبی در مورد کارگران برات نوشتم. اگر سبک یا موضوع خاصی مد نظرته (مثلاً مقاله، انشا، سخنرانی، یا متن برای شبکه اجتماعی)، بگو تا دقیق‌تر بنویسم.


    متن در مورد کارگران:

    کارگران ستون‌های پنهان جامعه‌اند؛ بی‌ادعا، اما با دستانی پُر از تلاش و چشمانی لبریز از امید. آن‌ها صبح را با صدای بوق کارخانه‌ها آغاز می‌کنند و شب را با خستگی مقدسی به پایان می‌رسانند که تنها از دل زحمت برمی‌خیزد.

    هیچ بنایی برپا نمی‌شود، مگر با همت کارگر؛ هیچ خیابانی آسفالت نمی‌شود، هیچ نانی به سفره نمی‌رسد، و هیچ چرخ صنعتی نمی‌چرخد، جز به نیروی بازوان آن‌ها.

خسارت جنگ به کارگران و فرودگاه‌های کشور

  تعطیلی ۲۰ روزه آسمان ایران ۹۶۰۰ میلیارد تومان خسارت وارد کرده است




▫️تعلیق ۲۰ روزه پروازها بر فراز ایران، خسارتی بالغ بر ۹۶۰۰ میلیارد تومان به اقتصاد کشور تحمیل کرد و ضعف‌های ساختاری صنایع هوانوردی و گردشگری را آشکار ساخت.

▫️این توقف بی‌سابقه، روزانه ۴۸۰ میلیارد تومان ضرر مستقیم به صنعت هوایی وارد کرد و شرکت‌های هواپیمایی را در پرداخت هزینه‌های جاری با بحران جدی مواجه ساخت. لغو بیش از ۵۰۰ پرواز روزانه به اختلال در زنجیره تأمین قطعات و تعدیل ۲۰ تا ۳۰ درصدی نیروی انسانی در بخش خدمات فرودگاهی منجر شد. 
یک حقوقدان: اکثریت کارگاه‌ها در جنگ ۱۲ روزه شرایط تعلیق را نداشتند/ کاستن از دستمزد کارگران غیرقانونی‌ست

▫️هفته اول جنگ ۱۲ روزه، کارگاه‌ها عموماً دورکار بودند و هفته دوم هم روز چهارشنبه آتش‌بس اتفاق افتاد؛ در نتیجه بحث بر سر تعطیلی ۳ یا ۴ روز کارگاه‌ها است؛ بنابراین اکثر کارگاه‌های دایر کشور در ایام جنگ مشمول شرایط تعیلق ماده ۱۵ قانون کار نبودند؛ استثنائاً برخی کارگاه‌ها که یا مورد اصابت دشمن قرار گرفتند یا تخریب شدند و امکان فعالیت نداشتند، مشمول این حکم می‌شوند.

▫️رد شدن مرخصی بدون حقوق برای کارگران و حذف حق و حقوق قانونی کارگران به بهانه تعلیق و یا کاستن از مزد آن‌ها کاملاً غیرقانونی‌ست.

خسارت جنگ به کارگران و فرودگاه‌های کشور

  تعطیلی ۲۰ روزه آسمان ایران ۹۶۰۰ میلیارد تومان خسارت وارد کرده است




▫️تعلیق ۲۰ روزه پروازها بر فراز ایران، خسارتی بالغ بر ۹۶۰۰ میلیارد تومان به اقتصاد کشور تحمیل کرد و ضعف‌های ساختاری صنایع هوانوردی و گردشگری را آشکار ساخت.

▫️این توقف بی‌سابقه، روزانه ۴۸۰ میلیارد تومان ضرر مستقیم به صنعت هوایی وارد کرد و شرکت‌های هواپیمایی را در پرداخت هزینه‌های جاری با بحران جدی مواجه ساخت. لغو بیش از ۵۰۰ پرواز روزانه به اختلال در زنجیره تأمین قطعات و تعدیل ۲۰ تا ۳۰ درصدی نیروی انسانی در بخش خدمات فرودگاهی منجر شد. 
یک حقوقدان: اکثریت کارگاه‌ها در جنگ ۱۲ روزه شرایط تعلیق را نداشتند/ کاستن از دستمزد کارگران غیرقانونی‌ست

▫️هفته اول جنگ ۱۲ روزه، کارگاه‌ها عموماً دورکار بودند و هفته دوم هم روز چهارشنبه آتش‌بس اتفاق افتاد؛ در نتیجه بحث بر سر تعطیلی ۳ یا ۴ روز کارگاه‌ها است؛ بنابراین اکثر کارگاه‌های دایر کشور در ایام جنگ مشمول شرایط تعیلق ماده ۱۵ قانون کار نبودند؛ استثنائاً برخی کارگاه‌ها که یا مورد اصابت دشمن قرار گرفتند یا تخریب شدند و امکان فعالیت نداشتند، مشمول این حکم می‌شوند.

▫️رد شدن مرخصی بدون حقوق برای کارگران و حذف حق و حقوق قانونی کارگران به بهانه تعلیق و یا کاستن از مزد آن‌ها کاملاً غیرقانونی‌ست.

۱۴۰۴ تیر ۱۳, جمعه

تفسیرهای متفاوت بعد جنگ 12 روزه

  جهتِ اوضاع



تفسیرهای متفاوت بعد جنگ 12 روزه
 
▫️ظاهراً سعودی‌ها برای کمک به رفع تشنج بین ایران و آمریکا پا به میدان گذاشته‌اند. فعالیت دیپلماتیک آنها به صورت پنهان در جبهه‌های غزه و لبنان و سوریه با اسرائیل هم کمی نمایان شده است.

▫️سعودی‌ها علاوه بر حمایت آمریکا و اروپا، پشتیبانی چین و روسیه را نیز معمولاً با خود دارند. از این جهت پا در میانی آنها از وساطت کشورهایی چون عمان و قطر مؤثرتر  است.

▫️ مصری‌ها هم به سهم خود در فعالیت دیپلماتیک سعودی‌ها در موضوع ایران شریکند.

▫️رابطهٔ تهران و قاهره در یک ماه اخیر به صورت خاموش ارتقاء بی‌سابقه‌ای پیدا کرده است. نام خالد اسلامبولی عامل ترور انور سادات بدون سر و صدا از خیابانی در تهران حذف شد.

▫️این مسئله بزرگترین مانع سمبلیک پیش روی عادی‌سازی روابط ایران و مصر به شمار می‌فت.

▫️جالب اینکه از جماعت تندروی داخلی که در طول 40 سال گذشته این موضوع خط‌قرمز حیثیتی‌شان محسوب می‌شد، کمترین صدای اعتراضی در نیامد!

▫️با توجه به این علائم و بخصوص خبرهایی که از برنامهٔ نشست ایران و امریکا در اسلو منتشر شده است، روند اوضاع ظاهراً خلاف جهتی است که صدا و سیما و پاره‌ای از محافل تندروی داخلی برای آن تلاش می‌کنند :
▫️در تماس تلفنی امروزم با رئیس جمهور پوتین هیچ پیشرفتی نداشتم. تماس من با پوتین طولانی بود و ما در مورد ایران و اوکراین صحبت کردیم.

▫️ویتکاف با ایرانی‌ها در تماس است و آنها می‌خواهند با ما صحبت کنند. ما نمی‌خواهیم به آنها آسیبی برسانیم. آنها آسیب دیده‌اند و بسیار خسته هستند.
 به گونه‌ای از «دور بعدی جنگ» حرف می‌زنند که گویی از یک امر طبیعی مثل احتمال وزش باد خبر می‌دهند
؛ 
▫️برخی از افراد ذی‌نفوذ یا مسئول به گونه‌ای از "دور بعدی جنگ" حرف می‌زنند که گویی از یک امر عادی و طبیعی مثل احتمال وزش باد یا وارونگی هوا خبر می‌دهند! "عادی‌سازی جنگ" ظاهراً در دستور کار این عده قرار گرفته است!

▫️متأسفانه جهت‌گیری متضاد نیروهای ذی‌نفوذ در کشور، امکان هر نوع سیاست روشن و مشخص و قاطع را سلب کرده و جای آن را شرم و تعارف و دفع‌الوقت گرفته است! این بلاتکلیفی و تعلیق، به برخی افراد و محافلِ از هر جهت ناآگاه به تمام اصول و قواعد زمامداری، فرصت داده است تا یاوه‌های مسلم و بدیهی را تحت عنوان رهنمود سیاسی مطرح کنند و با تسلط بر فضای تبلیغاتی کشور، هر توصیه و راه‌حل عملی و واقع‌بینانه برای عبور کشور از این گردنهٔ تاریخی را به اتهام خیانتکاری آلوده سازند و مانع طرح آن شوند.

عواقب جنگ بعدی،فراتر از تصور خواهد بود /هدف این بود که در ۲۴ ساعت اول حکومت ایران را ساقط کنند
گروسی روابط ایران وآژانس را نابود 
، دیپلمات پیشین و کارشناس ارشد سیاست خارجی:
▫️طرح کلان این بود که با ترور گسترده مقامات سطح بالا و بمبارانهای گسترده مراکز هسته ای و نظامی، حکومت ایران را در همان ۲۴ ساعت اول ساقط کنند. ایرانیها خودشان هم شوکه شدند. لذا طبیعی است که بعد از آتش بس، دستگیریهای گسترده برای کشف و نابودی شبکه گسترده نفوذ صورت گیرد. در این میان ممکن است برخی افراد بیگناه هم دستگیر شوند اما در چنین وضعیت جنگی و بحرانی کشور، اجتناب ناپذیر است.

▫️اگر آمریکا به این سیاستهای جنگ افروزانه ادامه دهد، عواقب جنگ بعدی فراتر از این حرفها خواهد بود. ایرانی‌ها در این جنگ صبوری به خرج دادند و قبل از حمله اخیر به پایگاه نظامی آمریکا در قطر، موضوع را به اطلاع قطر و آمریکا رساندند تا آمریکا پرسنل خود را خارج کند. ایرانیها قصد نداشتند که آمریکایی کشته شود. اما اگر مجددا آمریکا به ایران حمله کند، آیا فکر میکنید که ایران هم در پاسخ بعدی، به آمریکا اطلاع خواهد داد؟ من که فکر نمیکنم.

▫️گروسی روابط ایران وآژانس را نابود کرد. از همان ابتدای تجاوز اسرائیل به ایران، من توییت کردم که بهتر است گروسی استعفا دهد تا روابط ایران وآژانس احیاء گردد. ایران معتقد است که گروسی شریک جنایت جنگی اسرائیل علیه ایران است. چون گزارش خلافی داد که منجر به قطعنامه آژانس و سوء استفاده اسرائیل برای حمله به ایران شد.


تفسیرهای متفاوت بعد جنگ 12 روزه

  جهتِ اوضاع



تفسیرهای متفاوت بعد جنگ 12 روزه
 
▫️ظاهراً سعودی‌ها برای کمک به رفع تشنج بین ایران و آمریکا پا به میدان گذاشته‌اند. فعالیت دیپلماتیک آنها به صورت پنهان در جبهه‌های غزه و لبنان و سوریه با اسرائیل هم کمی نمایان شده است.

▫️سعودی‌ها علاوه بر حمایت آمریکا و اروپا، پشتیبانی چین و روسیه را نیز معمولاً با خود دارند. از این جهت پا در میانی آنها از وساطت کشورهایی چون عمان و قطر مؤثرتر  است.

▫️ مصری‌ها هم به سهم خود در فعالیت دیپلماتیک سعودی‌ها در موضوع ایران شریکند.

▫️رابطهٔ تهران و قاهره در یک ماه اخیر به صورت خاموش ارتقاء بی‌سابقه‌ای پیدا کرده است. نام خالد اسلامبولی عامل ترور انور سادات بدون سر و صدا از خیابانی در تهران حذف شد.

▫️این مسئله بزرگترین مانع سمبلیک پیش روی عادی‌سازی روابط ایران و مصر به شمار می‌فت.

▫️جالب اینکه از جماعت تندروی داخلی که در طول 40 سال گذشته این موضوع خط‌قرمز حیثیتی‌شان محسوب می‌شد، کمترین صدای اعتراضی در نیامد!

▫️با توجه به این علائم و بخصوص خبرهایی که از برنامهٔ نشست ایران و امریکا در اسلو منتشر شده است، روند اوضاع ظاهراً خلاف جهتی است که صدا و سیما و پاره‌ای از محافل تندروی داخلی برای آن تلاش می‌کنند :
▫️در تماس تلفنی امروزم با رئیس جمهور پوتین هیچ پیشرفتی نداشتم. تماس من با پوتین طولانی بود و ما در مورد ایران و اوکراین صحبت کردیم.

▫️ویتکاف با ایرانی‌ها در تماس است و آنها می‌خواهند با ما صحبت کنند. ما نمی‌خواهیم به آنها آسیبی برسانیم. آنها آسیب دیده‌اند و بسیار خسته هستند.
 به گونه‌ای از «دور بعدی جنگ» حرف می‌زنند که گویی از یک امر طبیعی مثل احتمال وزش باد خبر می‌دهند
؛ 
▫️برخی از افراد ذی‌نفوذ یا مسئول به گونه‌ای از "دور بعدی جنگ" حرف می‌زنند که گویی از یک امر عادی و طبیعی مثل احتمال وزش باد یا وارونگی هوا خبر می‌دهند! "عادی‌سازی جنگ" ظاهراً در دستور کار این عده قرار گرفته است!

▫️متأسفانه جهت‌گیری متضاد نیروهای ذی‌نفوذ در کشور، امکان هر نوع سیاست روشن و مشخص و قاطع را سلب کرده و جای آن را شرم و تعارف و دفع‌الوقت گرفته است! این بلاتکلیفی و تعلیق، به برخی افراد و محافلِ از هر جهت ناآگاه به تمام اصول و قواعد زمامداری، فرصت داده است تا یاوه‌های مسلم و بدیهی را تحت عنوان رهنمود سیاسی مطرح کنند و با تسلط بر فضای تبلیغاتی کشور، هر توصیه و راه‌حل عملی و واقع‌بینانه برای عبور کشور از این گردنهٔ تاریخی را به اتهام خیانتکاری آلوده سازند و مانع طرح آن شوند.

عواقب جنگ بعدی،فراتر از تصور خواهد بود /هدف این بود که در ۲۴ ساعت اول حکومت ایران را ساقط کنند
گروسی روابط ایران وآژانس را نابود 
، دیپلمات پیشین و کارشناس ارشد سیاست خارجی:
▫️طرح کلان این بود که با ترور گسترده مقامات سطح بالا و بمبارانهای گسترده مراکز هسته ای و نظامی، حکومت ایران را در همان ۲۴ ساعت اول ساقط کنند. ایرانیها خودشان هم شوکه شدند. لذا طبیعی است که بعد از آتش بس، دستگیریهای گسترده برای کشف و نابودی شبکه گسترده نفوذ صورت گیرد. در این میان ممکن است برخی افراد بیگناه هم دستگیر شوند اما در چنین وضعیت جنگی و بحرانی کشور، اجتناب ناپذیر است.

▫️اگر آمریکا به این سیاستهای جنگ افروزانه ادامه دهد، عواقب جنگ بعدی فراتر از این حرفها خواهد بود. ایرانی‌ها در این جنگ صبوری به خرج دادند و قبل از حمله اخیر به پایگاه نظامی آمریکا در قطر، موضوع را به اطلاع قطر و آمریکا رساندند تا آمریکا پرسنل خود را خارج کند. ایرانیها قصد نداشتند که آمریکایی کشته شود. اما اگر مجددا آمریکا به ایران حمله کند، آیا فکر میکنید که ایران هم در پاسخ بعدی، به آمریکا اطلاع خواهد داد؟ من که فکر نمیکنم.

▫️گروسی روابط ایران وآژانس را نابود کرد. از همان ابتدای تجاوز اسرائیل به ایران، من توییت کردم که بهتر است گروسی استعفا دهد تا روابط ایران وآژانس احیاء گردد. ایران معتقد است که گروسی شریک جنایت جنگی اسرائیل علیه ایران است. چون گزارش خلافی داد که منجر به قطعنامه آژانس و سوء استفاده اسرائیل برای حمله به ایران شد.


۱۴۰۴ تیر ۱۲, پنجشنبه

اورگان جنگ یا زخمه‌ای بی مرز


عنوان: آوارگان جنگ؛ زخم‌های بی‌مرز



جنگ، ویرانی‌اش را تنها در میدان‌های نبرد محدود نمی‌کند؛ آن‌گاه که گلوله‌ها خاموش می‌شوند، صدای ناآرام مردمانی شنیده می‌شود که خانه، سرزمین و گذشته خود را از دست داده‌اند. پناهندگان جنگ، چهره انسانی منازعات سیاسی و نظامی‌اند؛ مردمی که میان مرگ و زندگی، گریختن را برگزیده‌اند.

آمار نگران‌کننده جهانی

بر اساس گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان (UNHCR)، تا سال ۲۰۲۵، بیش از ۱۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان به دلایل جنگ، خشونت یا آزار و شکنجه، از خانه‌های خود آواره شده‌اند. این آمار، بالاترین میزان ثبت‌شده در تاریخ معاصر است.

سوریه، افغانستان، سودان، اوکراین ،ایران ،عراق و  از جمله کشورهایی هستند که بیشترین تعداد پناهنده را در سال‌های اخیر تولید کرده‌اند. بیشتر این آوارگان به کشورهای همسایه پناه برده‌اند؛ کشورهایی که خود نیز با مشکلات اقتصادی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

اثرات انسانی: زندگی در تعلیق

پناهندگان اغلب با شرایط دشواری مواجه‌اند: اسکان موقت در کمپ‌ها، نبود امنیت شغلی، عدم دسترسی به آموزش و خدمات درمانی، و تبعیض‌های اجتماعی و فرهنگی. کودکان، به‌ویژه دختران، از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند و بسیاری از آن‌ها از تحصیل باز می‌مانند یا در معرض سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

چالش برای کشورهای میزبان

کشورهای میزبان با چالش‌هایی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مواجه می‌شوند. افزایش فشار بر منابع محدود، رقابت برای اشتغال و خدمات عمومی، و در برخی موارد، افزایش تنش‌های قومی یا نژادی، از جمله پیامدهای ورود گسترده پناهندگان است.

با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان داده که اگر سیاست‌های پذیرش و ادغام به‌درستی طراحی شوند، حضور پناهندگان می‌تواند منجر به پویایی اقتصادی، تنوع فرهنگی و حتی نوآوری در جامعه میزبان شود.

مسئولیت جهانی

بحران پناهندگان، بحرانی انسانی و جهانی است. نیاز به همبستگی بین‌المللی، تأمین منابع مالی پایدار برای کمک‌رسانی، حمایت روانی و اجتماعی، و تلاش برای پایان‌دادن به منازعات از ضرورت‌های غیرقابل انکار این حوزه‌اند.

پناهندگی، انتخاب نیست؛ پاسخی اجباری به شرایطی است که انسان‌ها را وادار به فرار می‌کند. در جهانی که مرزها را تکنولوژی و تجارت درنوردیده‌اند، شاید وقت آن رسیده که مرزهای همدلی و انسان‌دوستی را نیز گسترش دهیم. 

اورگان جنگ یا زخمه‌ای بی مرز


عنوان: آوارگان جنگ؛ زخم‌های بی‌مرز



جنگ، ویرانی‌اش را تنها در میدان‌های نبرد محدود نمی‌کند؛ آن‌گاه که گلوله‌ها خاموش می‌شوند، صدای ناآرام مردمانی شنیده می‌شود که خانه، سرزمین و گذشته خود را از دست داده‌اند. پناهندگان جنگ، چهره انسانی منازعات سیاسی و نظامی‌اند؛ مردمی که میان مرگ و زندگی، گریختن را برگزیده‌اند.

آمار نگران‌کننده جهانی

بر اساس گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان (UNHCR)، تا سال ۲۰۲۵، بیش از ۱۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان به دلایل جنگ، خشونت یا آزار و شکنجه، از خانه‌های خود آواره شده‌اند. این آمار، بالاترین میزان ثبت‌شده در تاریخ معاصر است.

سوریه، افغانستان، سودان، اوکراین ،ایران ،عراق و  از جمله کشورهایی هستند که بیشترین تعداد پناهنده را در سال‌های اخیر تولید کرده‌اند. بیشتر این آوارگان به کشورهای همسایه پناه برده‌اند؛ کشورهایی که خود نیز با مشکلات اقتصادی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

اثرات انسانی: زندگی در تعلیق

پناهندگان اغلب با شرایط دشواری مواجه‌اند: اسکان موقت در کمپ‌ها، نبود امنیت شغلی، عدم دسترسی به آموزش و خدمات درمانی، و تبعیض‌های اجتماعی و فرهنگی. کودکان، به‌ویژه دختران، از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند و بسیاری از آن‌ها از تحصیل باز می‌مانند یا در معرض سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

چالش برای کشورهای میزبان

کشورهای میزبان با چالش‌هایی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مواجه می‌شوند. افزایش فشار بر منابع محدود، رقابت برای اشتغال و خدمات عمومی، و در برخی موارد، افزایش تنش‌های قومی یا نژادی، از جمله پیامدهای ورود گسترده پناهندگان است.

با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان داده که اگر سیاست‌های پذیرش و ادغام به‌درستی طراحی شوند، حضور پناهندگان می‌تواند منجر به پویایی اقتصادی، تنوع فرهنگی و حتی نوآوری در جامعه میزبان شود.

مسئولیت جهانی

بحران پناهندگان، بحرانی انسانی و جهانی است. نیاز به همبستگی بین‌المللی، تأمین منابع مالی پایدار برای کمک‌رسانی، حمایت روانی و اجتماعی، و تلاش برای پایان‌دادن به منازعات از ضرورت‌های غیرقابل انکار این حوزه‌اند.

پناهندگی، انتخاب نیست؛ پاسخی اجباری به شرایطی است که انسان‌ها را وادار به فرار می‌کند. در جهانی که مرزها را تکنولوژی و تجارت درنوردیده‌اند، شاید وقت آن رسیده که مرزهای همدلی و انسان‌دوستی را نیز گسترش دهیم. 

اثرات جنگ بر کدام گروه ها بیشتر است

  اثرات جنگ بر کدام گروه‌ها بیشتر است؟ /مردان بیشتر کشته می‌شوند، زنان در معرض تبعات طولانی‌مدت جنگ هستند /برخورد با مهاجران غیرقانونی باید انسانی باشد





▫️این جنگ ۱۲ روزه می‌تواند به فرصتی برای بازاندیشی و درانداختن طرحی نو در اداره کشور تبدیل شود تا به سمت رفاه، پیشرفت اقتصادی، برابری و آزادی‌های اجتماعی حرکت کنیم و از تبعات منفی آن در امان باشیم‌. فراموش نکنیم که ما دهه‌هاست در این وضعیت بی‌ثباتی هستیم و کل هستی و حیات اجتماعی ما تحت تأثیر قرار گرفته است. این جنگ می‌تواند فرصتی برای پایان بحران باشد.

▫️گروه‌هایی که در نظام اجتماعی سلسله‌مراتبی جایگاه پایین‌تری داشته‌اند و از قدرت و منابع کمتری بهره‌مند بوده‌اند، تبعات سنگین‌تری را در جنگ متحمل می‌شوند. کارگران، تهیدستان، زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت کسانی هستند که بیشتر آسیب می‌بینند. جایگاه و اهمیت‌شان نسبت به قبل کمتر می‌شود و روند احقاق حقوق‌شان مشکل‌تر می‌شود.

▫️ مردان در جنگ بیشتر کشته می‌شوند اما زنان بیشتر در معرض تبعات طولانی‌مدت جنگ هستند. جنگ گفتمان مردسالاری را تقویت می‌کند و حقوق زنان را به حاشیه می‌برد و زنان را منفعل و آسیب‌پذیر می‌کند. جنگ ستم جنسیتی را توجیه و تشدید می‌کند. باعث می‌شود زنان حداکثر در نقش قربانی ظاهر شوند.

▫️از طرفی بحران اقتصادی و فقر و بیکاری که بعد از جنگ تشدید می‌شود، وضعیت زنان را بدتر می‌کند. از آنجا که زنان بیشتر در بازار کار ثانویه مشغول کارند، با هر بی‌ثباتی و بحران زودتر مشاغل‌شان را از دست می‌دهند و امکانات کمتری برای احیای کسب‌وکارشان دارند. بیکار شدن زنان را فقیرتر می‌کند و آن‌ها را در معرض فقر و تبعاتش قرار می‌دهد.

▫️کارگران و زحمتکشان در هر فاجعه و بحران اجتماعی مثل سیل، همه‌گیری ویروس کرونا و جنگ بیش از سایر طبقات در تنگنا قرار می‌گیرند و درگیر تبعاتی مثل فقر و بیکاری می‌شوند. وقتی بنا به شرایط جنگی کار و تولید متوقف می‌شود، اولین آسیب متوجه کارگران می‌شود که کل زندگی‌شان تعلیق می‌شود. هم حال و هم آینده‌شان تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

▫️در واقع در شرایطی که امنیت و بقا در خطر است، معیشت به درجه دوم اهمیت سقوط می‌کند و کارگران برای اولیه‌ترین نیازهای‌شان با مشکل مواجه‌اند. از طرفی کارفرماها با استفاده از شرایط پیش‌آمده جنگی می‌توانند حقوق کارگران را پایمال کنند. این وضعیت به‌خصوص در مورد کارگرانی که مشمول قانون کار نمی‌شوند آسیب‌زاتر است. برای همین لازم است شرایط کارگران مدنظر قرار گیرد و از حمایت‌های لازم مثل پرداخت حقوق بیکاری برخوردار شوند.

▫️مهاجرت یک واقعیت جهان امروز است، ناامنی، بحران اقتصادی و جنگ افراد را مجبور به ترک سرزمین‌شان می‌کند. حضور مهاجران بنا به شرایط ممکن است فرصت یا تهدید قلمداد شود. در ایران از مهاجران به‌عنوان نیروی کار ارزان و مطیع استفاده می‌شود ولی قائل به اعطای هیچ مزایای اجتماعی به آن‌ها نیستند. یعنی عملاً تفاوتی بین مهاجر قانونی و غیرقانونی وجود ندارد. پروژه طرد همه آن‌ها را درگیر کرده است. این در حالی است که انتظار می‌رود تدابیری اتخاذ شود که مهاجرت به طریق قانونی امکان‌پذیر باشد و مهاجرانی که فرایند قانونی اقامت را طی کرده‌اند از حقوق اجتماعی برخوردار شوند.

▫️جنگ موجب می‌شود، اولویت‌های جامعه تغییر کند و ما را به نقطه صفر در زندگی اجتماعی برساند. یعنی امنیت و بقا به دغدغه و نگرانی اصلی جامعه تبدیل می‌شود و سایر وجوه زندگی کمرنگ می‌شود. در چنین وضعیتی بسیاری از موضوعات و مسائل که پیش‌تر برای جامعه اهمیت داشتند از اولویت خارج و به خواسته‌هایی لوکس و نامتناسب با شرایط جنگی تبدیل می‌شوند. جامعه‌ای که با جنگ و تهدید روبه‌روست از پیشرفت و رفاه باز می‌ماند و ارزش‌ها و روابط اجتماعی و فرهنگ آن آسیب می‌بیند.

▫️مهم‌ترین کار دور کردن سایه جنگ از سر کشور و اتخاذ رویکردی است که کمترین آسیب را به جامعه وارد کند. هرچه جنگ و تهدید جنگ بیشتر طول بکشد آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی آن بیشتر خواهد بود و همبستگی و صبر و تحمل و تاب‌آوری مردم نیز کمتر خواهد شد. بنابراین لازم است با رویکرد عقلانی و محاسبه آسیب‌های ناشی از جنگ و در نظر گرفتن مصالح و منافع جامعه به سمت پایان دادن به وضعیت جنگ و ناامنی گام برداشته شود.

▫️تجربه جامعه ایران نشان داده که اولین گام‌ها برای گشایش در وضعیت کنونی می‌تواند اثرات قابل توجهی داشته باشد. یعنی همین‌که جامعه اطمینان می‌یابد که دیپلماسی دارد جایگزین جنگ می‌شود، پاسخ‌های مثبت ظاهر می‌شود و آرامش نسبی برقرار می‌شود. جامعه منتظر شنیدن خبر حل مسائل با دیپلماسی و پرهیز از مناقشه نظامی است.


اثرات جنگ بر کدام گروه ها بیشتر است

  اثرات جنگ بر کدام گروه‌ها بیشتر است؟ /مردان بیشتر کشته می‌شوند، زنان در معرض تبعات طولانی‌مدت جنگ هستند /برخورد با مهاجران غیرقانونی باید انسانی باشد





▫️این جنگ ۱۲ روزه می‌تواند به فرصتی برای بازاندیشی و درانداختن طرحی نو در اداره کشور تبدیل شود تا به سمت رفاه، پیشرفت اقتصادی، برابری و آزادی‌های اجتماعی حرکت کنیم و از تبعات منفی آن در امان باشیم‌. فراموش نکنیم که ما دهه‌هاست در این وضعیت بی‌ثباتی هستیم و کل هستی و حیات اجتماعی ما تحت تأثیر قرار گرفته است. این جنگ می‌تواند فرصتی برای پایان بحران باشد.

▫️گروه‌هایی که در نظام اجتماعی سلسله‌مراتبی جایگاه پایین‌تری داشته‌اند و از قدرت و منابع کمتری بهره‌مند بوده‌اند، تبعات سنگین‌تری را در جنگ متحمل می‌شوند. کارگران، تهیدستان، زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت کسانی هستند که بیشتر آسیب می‌بینند. جایگاه و اهمیت‌شان نسبت به قبل کمتر می‌شود و روند احقاق حقوق‌شان مشکل‌تر می‌شود.

▫️ مردان در جنگ بیشتر کشته می‌شوند اما زنان بیشتر در معرض تبعات طولانی‌مدت جنگ هستند. جنگ گفتمان مردسالاری را تقویت می‌کند و حقوق زنان را به حاشیه می‌برد و زنان را منفعل و آسیب‌پذیر می‌کند. جنگ ستم جنسیتی را توجیه و تشدید می‌کند. باعث می‌شود زنان حداکثر در نقش قربانی ظاهر شوند.

▫️از طرفی بحران اقتصادی و فقر و بیکاری که بعد از جنگ تشدید می‌شود، وضعیت زنان را بدتر می‌کند. از آنجا که زنان بیشتر در بازار کار ثانویه مشغول کارند، با هر بی‌ثباتی و بحران زودتر مشاغل‌شان را از دست می‌دهند و امکانات کمتری برای احیای کسب‌وکارشان دارند. بیکار شدن زنان را فقیرتر می‌کند و آن‌ها را در معرض فقر و تبعاتش قرار می‌دهد.

▫️کارگران و زحمتکشان در هر فاجعه و بحران اجتماعی مثل سیل، همه‌گیری ویروس کرونا و جنگ بیش از سایر طبقات در تنگنا قرار می‌گیرند و درگیر تبعاتی مثل فقر و بیکاری می‌شوند. وقتی بنا به شرایط جنگی کار و تولید متوقف می‌شود، اولین آسیب متوجه کارگران می‌شود که کل زندگی‌شان تعلیق می‌شود. هم حال و هم آینده‌شان تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

▫️در واقع در شرایطی که امنیت و بقا در خطر است، معیشت به درجه دوم اهمیت سقوط می‌کند و کارگران برای اولیه‌ترین نیازهای‌شان با مشکل مواجه‌اند. از طرفی کارفرماها با استفاده از شرایط پیش‌آمده جنگی می‌توانند حقوق کارگران را پایمال کنند. این وضعیت به‌خصوص در مورد کارگرانی که مشمول قانون کار نمی‌شوند آسیب‌زاتر است. برای همین لازم است شرایط کارگران مدنظر قرار گیرد و از حمایت‌های لازم مثل پرداخت حقوق بیکاری برخوردار شوند.

▫️مهاجرت یک واقعیت جهان امروز است، ناامنی، بحران اقتصادی و جنگ افراد را مجبور به ترک سرزمین‌شان می‌کند. حضور مهاجران بنا به شرایط ممکن است فرصت یا تهدید قلمداد شود. در ایران از مهاجران به‌عنوان نیروی کار ارزان و مطیع استفاده می‌شود ولی قائل به اعطای هیچ مزایای اجتماعی به آن‌ها نیستند. یعنی عملاً تفاوتی بین مهاجر قانونی و غیرقانونی وجود ندارد. پروژه طرد همه آن‌ها را درگیر کرده است. این در حالی است که انتظار می‌رود تدابیری اتخاذ شود که مهاجرت به طریق قانونی امکان‌پذیر باشد و مهاجرانی که فرایند قانونی اقامت را طی کرده‌اند از حقوق اجتماعی برخوردار شوند.

▫️جنگ موجب می‌شود، اولویت‌های جامعه تغییر کند و ما را به نقطه صفر در زندگی اجتماعی برساند. یعنی امنیت و بقا به دغدغه و نگرانی اصلی جامعه تبدیل می‌شود و سایر وجوه زندگی کمرنگ می‌شود. در چنین وضعیتی بسیاری از موضوعات و مسائل که پیش‌تر برای جامعه اهمیت داشتند از اولویت خارج و به خواسته‌هایی لوکس و نامتناسب با شرایط جنگی تبدیل می‌شوند. جامعه‌ای که با جنگ و تهدید روبه‌روست از پیشرفت و رفاه باز می‌ماند و ارزش‌ها و روابط اجتماعی و فرهنگ آن آسیب می‌بیند.

▫️مهم‌ترین کار دور کردن سایه جنگ از سر کشور و اتخاذ رویکردی است که کمترین آسیب را به جامعه وارد کند. هرچه جنگ و تهدید جنگ بیشتر طول بکشد آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی آن بیشتر خواهد بود و همبستگی و صبر و تحمل و تاب‌آوری مردم نیز کمتر خواهد شد. بنابراین لازم است با رویکرد عقلانی و محاسبه آسیب‌های ناشی از جنگ و در نظر گرفتن مصالح و منافع جامعه به سمت پایان دادن به وضعیت جنگ و ناامنی گام برداشته شود.

▫️تجربه جامعه ایران نشان داده که اولین گام‌ها برای گشایش در وضعیت کنونی می‌تواند اثرات قابل توجهی داشته باشد. یعنی همین‌که جامعه اطمینان می‌یابد که دیپلماسی دارد جایگزین جنگ می‌شود، پاسخ‌های مثبت ظاهر می‌شود و آرامش نسبی برقرار می‌شود. جامعه منتظر شنیدن خبر حل مسائل با دیپلماسی و پرهیز از مناقشه نظامی است.


،جاسوسی. ترور، حملات سایبری، نفوذ امنیتی، و عملیات

 جاسوسی، ترور، حملات سایبری، نفوذ امنیتی، و عملیات  




 جاسوسان و عوامل اسرائیل و ایران

موساد (Mossad) – سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل:

موساد نقش اصلی را در عملیات‌های جاسوسی علیه ایران ایفا می‌کند.

برخی عملیات و عوامل مرتبط:

  • ترور دانشمندان هسته‌ای ایران: از جمله محسن فخری‌زاده (۲۰۲۰)، که گفته می‌شود توسط موساد انجام شده است.
  • سرقت آرشیو هسته‌ای ایران (۲۰۱۸): بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که موساد موفق شده است اسناد محرمانه از یک انبار در تهران خارج کند.
  • نفوذ به سیستم‌های امنیتی: اسرائیل توانسته در مواردی به سیستم‌های امنیتی ایران (دوربین‌ها، مراکز هسته‌ای، داده‌های نظامی) نفوذ کند.

عوامل داخلی مظنون به همکاری:

  • تعدادی از کارمندان مراکز حساس یا نهادهای حکومتی دستگیر شده‌اند، اما اطلاعاتشان به‌صورت رسمی همیشه منتشر نمی‌شود.
  • یکی از شناخته‌شده‌ترین موارد، دستگیری یک مشاور تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران (۲۰۲۲) بود که به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شد.

جاسوسان ایران در اسرائیل یا علیه اسرائیل

واحد 840 سپاه قدس:

بخشی از نیروی قدس (شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران) که گفته می‌شود در ترور و عملیات سایبری علیه اسرائیل فعال است.

موارد مهم:

  • حملات سایبری علیه اسرائیل: گروه‌هایی چون "اینداستریال تیم"، "شدو بروکرز"، یا حتی گروه‌هایی با اسامی ناشناس، از ایران به زیرساخت‌های اسرائیلی حمله کرده‌اند.
  • نفوذ انسانی: چند مورد ادعا از طرف اسرائیل وجود دارد مبنی بر اینکه ایران تلاش کرده است به جامعه اسرائیل نفوذ کند، حتی از طریق جعل هویت یا شبکه‌سازی با مهاجران عرب‌زبان یا یهودیان ایرانی‌تبار.

جنگ سایبری

برخی از مشهورترین نمونه‌ها:

  • ویروس استاکس‌نت (Stuxnet): یک ویروس بسیار پیچیده که در حدود سال ۲۰۱۰ توسط آمریکا و اسرائیل طراحی شد و به برنامه غنی‌سازی ایران آسیب زد.
  • حملات سایبری ایران به سیستم‌های آبی و برقی اسرائیل، و بالعکس.
  • افشای اطلاعات از طرف گروه‌هایی مثل "گروه عدالت علی" (در ایران) و "گروه گنبد آهنین" (در فضای اسرائیل).

جنگ اطلاعاتی ایران و اسرائیل شامل طیف وسیعی از اقدامات است:

  • ترور و خرابکاری
  • نفوذ سایبری
  • جاسوسی انسانی
  • عملیات روانی (اطلاعات نادرست، فیلم و فایل لو رفته)

هر دو کشور در این زمینه تجربه و سابقه قابل‌توجهی دارند. البته بخش زیادی از این اطلاعات به دلایل امنیتی محرمانه باقی می‌ماند یا از طریق افشاگری‌ها و گزارش‌های غیررسمی فاش می‌شود

. در ادامه چند شخص خاص (واقعی و شناخته‌شده) ک مستقیماً یا مظنون به نقش در عملیات‌های جاسوسی یا ضدجاسوسی میان ایران و اسرائیل بوده‌اند رو معرفی می‌کنم

افراد ایرانی متهم یا مرتبط با جاسوسی برای اسرائیل:

1. علیرضا اکبری

  • سمت: معاون سابق وزیر دفاع ایران
  • اتهام: جاسوسی برای بریتانیا و احتمالاً موساد
  • سال اعدام: ۲۰۲۳
  • جزئیات: ادعا شده بود که او اطلاعات حساس درباره برنامه موشکی و دفاعی ایران را در اختیار سرویس‌های بیگانه قرار داده.

2. محسن فخری‌زاده (ترور شده)

  • سمت: رئیس سابق سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع (SPND)
  • ترور: نوامبر ۲۰۲۰
  • متهم: اسرائیل (موساد)
  • جزئیات: گفته شد عوامل موساد با همکاری عناصر داخلی، این ترور را با سیستم خودکار و بدون حضور فیزیکی مستقیم اجرا کردند.

3. احمدرضا جلالی

  • سمت: پزشک ایرانی-سوئدی، استاد دانشگاه
  • دستگیری: ۲۰۱۶ در ایران
  • اتهام: همکاری با موساد، ارائه اطلاعات درباره دانشمندان هسته‌ای ایران (از جمله اطلاعاتی که منجر به ترور شد)
  • وضعیت فعلی: در زندان، حکم اعدام صادر شده است.

4. مشاور تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای (نام افشا نشده)

  • سال دستگیری: ۱۴۰۱ (۲۰۲۲)
  • اتهام: جاسوسی برای بیگانگان، احتمالاً اسرائیل
  • جزئیات: طبق گزارش رسانه‌های ایران، درگیر نشت اطلاعات در مذاکرات هسته‌ای بوده.

افراد یا عوامل اسرائیلی درگیر در عملیات علیه ایران ا

5. یوسی کوهن (Yossi Cohen)

  • سمت: رئیس پیشین موساد (۲۰۱۶–۲۰۲۱)
  • نقش‌ها: رهبری عملیات‌های موساد علیه برنامه هسته‌ای ایران، از جمله:
    • سرقت آرشیو هسته‌ای از تهران
    • سازماندهی ترورها
    • استفاده از عوامل ایرانی یا خارجی در داخل ایران

6. دیوید بارنیا (David Barnea)

  • سمت: رئیس فعلی موساد (از ۲۰۲۱)
  • نقش‌ها: ادامه استراتژی "جنگ سایه‌ها" علیه ایران
  • فعالیت‌ها: هدایت عملیات‌های سایبری، ترور، و نفوذ اطلاعاتی

افراد افشاشده در پرونده‌های موساد داخل ایران

7. شبکه ۱۷ نفره موساد (۱۴۰۱)

  • رسانه‌های ایران گزارش دادند که در سال ۱۴۰۱ یک شبکه جاسوسی ۱۷ نفره که گفته شد با موساد در ارتباط بوده، در غرب کشور بازداشت شده.
  • نام‌ها منتشر نشد، اما اتهام آنها "نفوذ، خرابکاری، و ترور" اعلام شد.

8. گروه عدالت علی

  • گروه سایبری مخالف جمهوری اسلامی که اطلاعات دوربین‌های زندان‌ها، سیستم‌های امنیتی، و اسناد داخلی را افشا کرد.
  • گفته می‌شود برخی اعضای آن تحت حمایت یا همکاری غیرمستقیم با اسرائیل قرار دارد

،جاسوسی. ترور، حملات سایبری، نفوذ امنیتی، و عملیات

 جاسوسی، ترور، حملات سایبری، نفوذ امنیتی، و عملیات  




 جاسوسان و عوامل اسرائیل و ایران

موساد (Mossad) – سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل:

موساد نقش اصلی را در عملیات‌های جاسوسی علیه ایران ایفا می‌کند.

برخی عملیات و عوامل مرتبط:

  • ترور دانشمندان هسته‌ای ایران: از جمله محسن فخری‌زاده (۲۰۲۰)، که گفته می‌شود توسط موساد انجام شده است.
  • سرقت آرشیو هسته‌ای ایران (۲۰۱۸): بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که موساد موفق شده است اسناد محرمانه از یک انبار در تهران خارج کند.
  • نفوذ به سیستم‌های امنیتی: اسرائیل توانسته در مواردی به سیستم‌های امنیتی ایران (دوربین‌ها، مراکز هسته‌ای، داده‌های نظامی) نفوذ کند.

عوامل داخلی مظنون به همکاری:

  • تعدادی از کارمندان مراکز حساس یا نهادهای حکومتی دستگیر شده‌اند، اما اطلاعاتشان به‌صورت رسمی همیشه منتشر نمی‌شود.
  • یکی از شناخته‌شده‌ترین موارد، دستگیری یک مشاور تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران (۲۰۲۲) بود که به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شد.

جاسوسان ایران در اسرائیل یا علیه اسرائیل

واحد 840 سپاه قدس:

بخشی از نیروی قدس (شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران) که گفته می‌شود در ترور و عملیات سایبری علیه اسرائیل فعال است.

موارد مهم:

  • حملات سایبری علیه اسرائیل: گروه‌هایی چون "اینداستریال تیم"، "شدو بروکرز"، یا حتی گروه‌هایی با اسامی ناشناس، از ایران به زیرساخت‌های اسرائیلی حمله کرده‌اند.
  • نفوذ انسانی: چند مورد ادعا از طرف اسرائیل وجود دارد مبنی بر اینکه ایران تلاش کرده است به جامعه اسرائیل نفوذ کند، حتی از طریق جعل هویت یا شبکه‌سازی با مهاجران عرب‌زبان یا یهودیان ایرانی‌تبار.

جنگ سایبری

برخی از مشهورترین نمونه‌ها:

  • ویروس استاکس‌نت (Stuxnet): یک ویروس بسیار پیچیده که در حدود سال ۲۰۱۰ توسط آمریکا و اسرائیل طراحی شد و به برنامه غنی‌سازی ایران آسیب زد.
  • حملات سایبری ایران به سیستم‌های آبی و برقی اسرائیل، و بالعکس.
  • افشای اطلاعات از طرف گروه‌هایی مثل "گروه عدالت علی" (در ایران) و "گروه گنبد آهنین" (در فضای اسرائیل).

جنگ اطلاعاتی ایران و اسرائیل شامل طیف وسیعی از اقدامات است:

  • ترور و خرابکاری
  • نفوذ سایبری
  • جاسوسی انسانی
  • عملیات روانی (اطلاعات نادرست، فیلم و فایل لو رفته)

هر دو کشور در این زمینه تجربه و سابقه قابل‌توجهی دارند. البته بخش زیادی از این اطلاعات به دلایل امنیتی محرمانه باقی می‌ماند یا از طریق افشاگری‌ها و گزارش‌های غیررسمی فاش می‌شود

. در ادامه چند شخص خاص (واقعی و شناخته‌شده) ک مستقیماً یا مظنون به نقش در عملیات‌های جاسوسی یا ضدجاسوسی میان ایران و اسرائیل بوده‌اند رو معرفی می‌کنم

افراد ایرانی متهم یا مرتبط با جاسوسی برای اسرائیل:

1. علیرضا اکبری

  • سمت: معاون سابق وزیر دفاع ایران
  • اتهام: جاسوسی برای بریتانیا و احتمالاً موساد
  • سال اعدام: ۲۰۲۳
  • جزئیات: ادعا شده بود که او اطلاعات حساس درباره برنامه موشکی و دفاعی ایران را در اختیار سرویس‌های بیگانه قرار داده.

2. محسن فخری‌زاده (ترور شده)

  • سمت: رئیس سابق سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع (SPND)
  • ترور: نوامبر ۲۰۲۰
  • متهم: اسرائیل (موساد)
  • جزئیات: گفته شد عوامل موساد با همکاری عناصر داخلی، این ترور را با سیستم خودکار و بدون حضور فیزیکی مستقیم اجرا کردند.

3. احمدرضا جلالی

  • سمت: پزشک ایرانی-سوئدی، استاد دانشگاه
  • دستگیری: ۲۰۱۶ در ایران
  • اتهام: همکاری با موساد، ارائه اطلاعات درباره دانشمندان هسته‌ای ایران (از جمله اطلاعاتی که منجر به ترور شد)
  • وضعیت فعلی: در زندان، حکم اعدام صادر شده است.

4. مشاور تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای (نام افشا نشده)

  • سال دستگیری: ۱۴۰۱ (۲۰۲۲)
  • اتهام: جاسوسی برای بیگانگان، احتمالاً اسرائیل
  • جزئیات: طبق گزارش رسانه‌های ایران، درگیر نشت اطلاعات در مذاکرات هسته‌ای بوده.

افراد یا عوامل اسرائیلی درگیر در عملیات علیه ایران ا

5. یوسی کوهن (Yossi Cohen)

  • سمت: رئیس پیشین موساد (۲۰۱۶–۲۰۲۱)
  • نقش‌ها: رهبری عملیات‌های موساد علیه برنامه هسته‌ای ایران، از جمله:
    • سرقت آرشیو هسته‌ای از تهران
    • سازماندهی ترورها
    • استفاده از عوامل ایرانی یا خارجی در داخل ایران

6. دیوید بارنیا (David Barnea)

  • سمت: رئیس فعلی موساد (از ۲۰۲۱)
  • نقش‌ها: ادامه استراتژی "جنگ سایه‌ها" علیه ایران
  • فعالیت‌ها: هدایت عملیات‌های سایبری، ترور، و نفوذ اطلاعاتی

افراد افشاشده در پرونده‌های موساد داخل ایران

7. شبکه ۱۷ نفره موساد (۱۴۰۱)

  • رسانه‌های ایران گزارش دادند که در سال ۱۴۰۱ یک شبکه جاسوسی ۱۷ نفره که گفته شد با موساد در ارتباط بوده، در غرب کشور بازداشت شده.
  • نام‌ها منتشر نشد، اما اتهام آنها "نفوذ، خرابکاری، و ترور" اعلام شد.

8. گروه عدالت علی

  • گروه سایبری مخالف جمهوری اسلامی که اطلاعات دوربین‌های زندان‌ها، سیستم‌های امنیتی، و اسناد داخلی را افشا کرد.
  • گفته می‌شود برخی اعضای آن تحت حمایت یا همکاری غیرمستقیم با اسرائیل قرار دارد

۱۴۰۴ تیر ۱۰, سه‌شنبه

فقر و تنگدستی در جامعه کارگری



فقر و تنگدستی در جامعه کارگری؛


در سال‌های اخیر، موضوع فقر و تنگدستی در جامعه کارگری به یکی از چالش‌های اساسی و نگران‌کننده در ایران تبدیل شده است. اگرچه کارگران به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد کشور، نقش حیاتی در تولید و توسعه ایفا می‌کنند، اما خود آنان با مشکلات جدی اقتصادی و اجتماعی مواجه‌اند که به‌طور مستقیم بر کیفیت زندگی و آینده خانواده‌هایشان تأثیر می‌گذارد.

 دلایل ساختاری فقر در جامعه کارگری

یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده فقر در جامعه کارگری، دستمزدهای ناکافی و عدم تطابق با هزینه‌های زندگی روزمره است. نرخ تورم بالا و رشد سریع قیمت‌ها، به‌ویژه در حوزه مسکن، مواد غذایی و خدمات بهداشتی، قدرت خرید کارگران را به شدت کاهش داده است.

علاوه بر آن، عدم وجود امنیت شغلی و قراردادهای موقت باعث شده بسیاری از کارگران در شرایطی ناپایدار و بدون تضمین درآمد ثابت کار کنند. نبود بیمه‌های جامع و حمایت‌های کافی اجتماعی نیز این وضعیت را تشدید کرده است.

 پیامدهای فقر و تنگدستی

فقر نه تنها بر وضعیت اقتصادی کارگران اثر می‌گذارد، بلکه تبعات اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای دارد:

  • کاهش سلامت جسمی و روانی به دلیل ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه
  • کاهش فرصت‌های آموزشی و فرهنگی برای فرزندان خانواده‌های کارگری
  • افزایش آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد، خشونت خانگی و بزهکاری
  • کاهش انگیزه و بهره‌وری در محیط کار که به نوبه خود تأثیر منفی بر اقتصاد کشور دارد

🔹 نقش دولت و سیاست‌های حمایتی

برای کاهش این بحران، لازم است دولت و نهادهای مرتبط، اقداماتی فوری و کارآمد انجام دهند:

  • بازنگری در سیاست‌های دستمزد و حداقل حقوق متناسب با نرخ واقعی تورم
  • ایجاد بیمه‌های اجتماعی جامع و تسهیل دسترسی کارگران به خدمات بهداشتی و درمانی
  • تضمین امنیت شغلی و حمایت از قراردادهای بلندمدت
  • تقویت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید

 ضرورت همبستگی اجتماعی

کارگران تنها قشر آسیب‌دیده جامعه نیستند، اما به عنوان بخش بزرگی از نیروی مولد کشور، توجه و حمایت از آن‌ها نه تنها عدالت اجتماعی بلکه توسعه پایدار را تضمین می‌کند. افزایش آگاهی عمومی، تشکل‌های کارگری قدرتمند و همکاری نهادهای مدنی می‌تواند فشارهای ناشی از فقر را کاهش دهد.

فقر و تنگدستی در جامعه کارگری، مسئله‌ای است که فراتر از مشکلات اقتصادی، چالش‌هایی اجتماعی و فرهنگی عمیق به همراه دارد. بدون حمایت‌های واقعی و سیاست‌های هدفمند، این بحران نه تنها بر زندگی میلیون‌ها کارگر تأثیر می‌گذارد بلکه رشد و توسعه اقتصادی کشور را نیز به مخاطره می‌اندازد.

اکنون زمان آن است که با رویکردی مسئولانه و انسانی، به حقوق کارگران و رفاه آنان بیش از پیش توجه کنیم؛ چرا که عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی، دو روی یک سکه‌ان

فقر و تنگدستی در جامعه کارگری



فقر و تنگدستی در جامعه کارگری؛


در سال‌های اخیر، موضوع فقر و تنگدستی در جامعه کارگری به یکی از چالش‌های اساسی و نگران‌کننده در ایران تبدیل شده است. اگرچه کارگران به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد کشور، نقش حیاتی در تولید و توسعه ایفا می‌کنند، اما خود آنان با مشکلات جدی اقتصادی و اجتماعی مواجه‌اند که به‌طور مستقیم بر کیفیت زندگی و آینده خانواده‌هایشان تأثیر می‌گذارد.

 دلایل ساختاری فقر در جامعه کارگری

یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده فقر در جامعه کارگری، دستمزدهای ناکافی و عدم تطابق با هزینه‌های زندگی روزمره است. نرخ تورم بالا و رشد سریع قیمت‌ها، به‌ویژه در حوزه مسکن، مواد غذایی و خدمات بهداشتی، قدرت خرید کارگران را به شدت کاهش داده است.

علاوه بر آن، عدم وجود امنیت شغلی و قراردادهای موقت باعث شده بسیاری از کارگران در شرایطی ناپایدار و بدون تضمین درآمد ثابت کار کنند. نبود بیمه‌های جامع و حمایت‌های کافی اجتماعی نیز این وضعیت را تشدید کرده است.

 پیامدهای فقر و تنگدستی

فقر نه تنها بر وضعیت اقتصادی کارگران اثر می‌گذارد، بلکه تبعات اجتماعی و فرهنگی گسترده‌ای دارد:

  • کاهش سلامت جسمی و روانی به دلیل ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه
  • کاهش فرصت‌های آموزشی و فرهنگی برای فرزندان خانواده‌های کارگری
  • افزایش آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد، خشونت خانگی و بزهکاری
  • کاهش انگیزه و بهره‌وری در محیط کار که به نوبه خود تأثیر منفی بر اقتصاد کشور دارد

🔹 نقش دولت و سیاست‌های حمایتی

برای کاهش این بحران، لازم است دولت و نهادهای مرتبط، اقداماتی فوری و کارآمد انجام دهند:

  • بازنگری در سیاست‌های دستمزد و حداقل حقوق متناسب با نرخ واقعی تورم
  • ایجاد بیمه‌های اجتماعی جامع و تسهیل دسترسی کارگران به خدمات بهداشتی و درمانی
  • تضمین امنیت شغلی و حمایت از قراردادهای بلندمدت
  • تقویت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید

 ضرورت همبستگی اجتماعی

کارگران تنها قشر آسیب‌دیده جامعه نیستند، اما به عنوان بخش بزرگی از نیروی مولد کشور، توجه و حمایت از آن‌ها نه تنها عدالت اجتماعی بلکه توسعه پایدار را تضمین می‌کند. افزایش آگاهی عمومی، تشکل‌های کارگری قدرتمند و همکاری نهادهای مدنی می‌تواند فشارهای ناشی از فقر را کاهش دهد.

فقر و تنگدستی در جامعه کارگری، مسئله‌ای است که فراتر از مشکلات اقتصادی، چالش‌هایی اجتماعی و فرهنگی عمیق به همراه دارد. بدون حمایت‌های واقعی و سیاست‌های هدفمند، این بحران نه تنها بر زندگی میلیون‌ها کارگر تأثیر می‌گذارد بلکه رشد و توسعه اقتصادی کشور را نیز به مخاطره می‌اندازد.

اکنون زمان آن است که با رویکردی مسئولانه و انسانی، به حقوق کارگران و رفاه آنان بیش از پیش توجه کنیم؛ چرا که عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی، دو روی یک سکه‌ان

پزشکیان در آزمون ریاست‌جمهوری؛ امیدی تازه یاتکرار گذشته


مسعود پزشکیان در آزمون ریاست‌جمهوری؛ امیدی تازه یا تکرار گذشته



با پیروزی دکتر مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳، مردم ایران برای نخستین‌بار یک رئیس‌جمهور با پیشینه‌ای پزشکی، علمی و اصلاح‌طلب را در جایگاه نخست اجرایی کشور تجربه می‌کنند. اما این پیروزی، صرفاً آغاز راه است. جامعه‌ای که از بحران‌های اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و فشارهای معیشتی رنج می‌برد، اکنون چشم‌انتظار دولتی کارآمد، شفاف و صادق است.

پیشینه‌ای علمی، نگاهی انسانی

پزشکیان، متخصص قلب، استاد دانشگاه تبریز و وزیر پیشین بهداشت، همواره به‌عنوان چهره‌ای دور از هیاهوی سیاسی و وابستگی‌های جناحی شناخته شده است. حضور پررنگ او در مجلس شورای اسلامی، صراحت لهجه، و دفاع از عدالت اجتماعی، باعث شده محبوبیتی فراتر از اردوگاه اصلاح‌طلبان به‌دست آورد.

او نه تنها از شفافیت، عدالت منطقه‌ای، و پاسخگویی دفاع کرده، بلکه از جمله معدود سیاست‌مدارانی‌ست که خود را در معرض نقد عمومی قرار داده و از تکرار شعارهای بی‌پشتوانه پرهیز کرده است.

 دولت در وضعیت بحرانی تحویل گرفته می‌شود

پزشکیان ریاست‌جمهوری را در شرایطی آغاز می‌کند که کشور با بحران‌های چندوجهی روبروست:

نرخ بالای تورم و کاهش شدید قدرت خرید مردمرکود سرمایه‌گذاری، فرار سرمایه و بیکاری گسترده کاهش اعتماد عمومی به ساختار سیاسی بحران‌های دیپلماتیک جنگ ایران و اسراییل ، تحریم‌ها و تضعیف روابط خارجی

دولت جدید، برای جلب اعتماد عمومی، نیازمند اقدامات عاجل، صادقانه و کارشناسی‌شده است؛ نه صرفاً وعده‌هایی برای آرام‌کردن افکار عمومی.

 فرصت یا تهدید؟ ترکیب هر دو

پزشکیان برخلاف رؤسای جمهور پیشین، فاقد تیم سیاسی پرقدرت و جریان حزبی سازمان‌یافته است. این ضعف در عین حال که قدرت مانور او را کاهش می‌دهد، اما به او امکان می‌دهد تا فارغ از ملاحظات جناحی، افراد متخصص و پاک‌دست را وارد دولت کند.

از سوی دیگر، حمایت نسبی جامعه علمی، اقوام، طبقه متوسط، و جوانان از او، سرمایه‌ای است که اگر در مسیر درست به‌کار گرفته شود، می‌تواند پایه‌گذار دولتی متفاوت در حافظه سیاسی ایران باشد.

 مطالبه مردم چیست؟

مردم ایران از رئیس‌جمهور جدید انتظار دارند:

  • در حل بحران اقتصادی، حرف را به عمل تبدیل کند
  • در برابر فساد، نه با مصلحت‌اندیشی، که با قاطعیت عمل کند
  • فضای اجتماعی را بازتر، امن‌تر و شنواتر سازد
  • نظام تصمیم‌گیری کشور را عقلانی‌تر و شفاف‌تر کند
  • به وعده‌ها وفادار بماند و صداقت را جایگزین بازی‌های سیاسی کند

 جمع‌بندی

دکتر مسعود پزشکیان، با چهره‌ای آرام اما پرچالاک، وارد میدانی شده که از هر سو بحران در آن شعله‌ور است. جامعه ایران در سال ۱۴۰۴، دیگر فرصتی برای آزمون و خطا ندارد. اگر دولت او بخواهد در حافظه تاریخی ملت، نقطه‌ی عطف باشد، باید با شفافیت، جسارت، و شایسته‌سالاری مسیر متفاوتی از گذشته برود.

اکنون زمان تصمیم‌گیری است؛ نه برای آینده پزشکیان، بلکه برای آینده ملتی که سال‌هاست چشم به تدبیر دوخته است.


پزشکیان در آزمون ریاست‌جمهوری؛ امیدی تازه یاتکرار گذشته


مسعود پزشکیان در آزمون ریاست‌جمهوری؛ امیدی تازه یا تکرار گذشته



با پیروزی دکتر مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳، مردم ایران برای نخستین‌بار یک رئیس‌جمهور با پیشینه‌ای پزشکی، علمی و اصلاح‌طلب را در جایگاه نخست اجرایی کشور تجربه می‌کنند. اما این پیروزی، صرفاً آغاز راه است. جامعه‌ای که از بحران‌های اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و فشارهای معیشتی رنج می‌برد، اکنون چشم‌انتظار دولتی کارآمد، شفاف و صادق است.

پیشینه‌ای علمی، نگاهی انسانی

پزشکیان، متخصص قلب، استاد دانشگاه تبریز و وزیر پیشین بهداشت، همواره به‌عنوان چهره‌ای دور از هیاهوی سیاسی و وابستگی‌های جناحی شناخته شده است. حضور پررنگ او در مجلس شورای اسلامی، صراحت لهجه، و دفاع از عدالت اجتماعی، باعث شده محبوبیتی فراتر از اردوگاه اصلاح‌طلبان به‌دست آورد.

او نه تنها از شفافیت، عدالت منطقه‌ای، و پاسخگویی دفاع کرده، بلکه از جمله معدود سیاست‌مدارانی‌ست که خود را در معرض نقد عمومی قرار داده و از تکرار شعارهای بی‌پشتوانه پرهیز کرده است.

 دولت در وضعیت بحرانی تحویل گرفته می‌شود

پزشکیان ریاست‌جمهوری را در شرایطی آغاز می‌کند که کشور با بحران‌های چندوجهی روبروست:

نرخ بالای تورم و کاهش شدید قدرت خرید مردمرکود سرمایه‌گذاری، فرار سرمایه و بیکاری گسترده کاهش اعتماد عمومی به ساختار سیاسی بحران‌های دیپلماتیک جنگ ایران و اسراییل ، تحریم‌ها و تضعیف روابط خارجی

دولت جدید، برای جلب اعتماد عمومی، نیازمند اقدامات عاجل، صادقانه و کارشناسی‌شده است؛ نه صرفاً وعده‌هایی برای آرام‌کردن افکار عمومی.

 فرصت یا تهدید؟ ترکیب هر دو

پزشکیان برخلاف رؤسای جمهور پیشین، فاقد تیم سیاسی پرقدرت و جریان حزبی سازمان‌یافته است. این ضعف در عین حال که قدرت مانور او را کاهش می‌دهد، اما به او امکان می‌دهد تا فارغ از ملاحظات جناحی، افراد متخصص و پاک‌دست را وارد دولت کند.

از سوی دیگر، حمایت نسبی جامعه علمی، اقوام، طبقه متوسط، و جوانان از او، سرمایه‌ای است که اگر در مسیر درست به‌کار گرفته شود، می‌تواند پایه‌گذار دولتی متفاوت در حافظه سیاسی ایران باشد.

 مطالبه مردم چیست؟

مردم ایران از رئیس‌جمهور جدید انتظار دارند:

  • در حل بحران اقتصادی، حرف را به عمل تبدیل کند
  • در برابر فساد، نه با مصلحت‌اندیشی، که با قاطعیت عمل کند
  • فضای اجتماعی را بازتر، امن‌تر و شنواتر سازد
  • نظام تصمیم‌گیری کشور را عقلانی‌تر و شفاف‌تر کند
  • به وعده‌ها وفادار بماند و صداقت را جایگزین بازی‌های سیاسی کند

 جمع‌بندی

دکتر مسعود پزشکیان، با چهره‌ای آرام اما پرچالاک، وارد میدانی شده که از هر سو بحران در آن شعله‌ور است. جامعه ایران در سال ۱۴۰۴، دیگر فرصتی برای آزمون و خطا ندارد. اگر دولت او بخواهد در حافظه تاریخی ملت، نقطه‌ی عطف باشد، باید با شفافیت، جسارت، و شایسته‌سالاری مسیر متفاوتی از گذشته برود.

اکنون زمان تصمیم‌گیری است؛ نه برای آینده پزشکیان، بلکه برای آینده ملتی که سال‌هاست چشم به تدبیر دوخته است.


عملکرد منفی قالیباف رئیس بی لیاقت مجلس ایران

 

 نقدی درباره‌ی عملکرد منفی محمدباقر قالیباف در مقام رئیس مجلس شورای اسلامی  

قالیباف در رأس مجلس؛ کارنامه‌ای خاکستری با سایه‌های پررنگ ضعف





محمدباقر قالیباف، چهره‌ای شناخته‌شده در سیاست ایران، پس از سابقه‌ای طولانی در فرماندهی نظامی و شهرداری تهران، از سال ۱۳۹۹ به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی برگزیده شد. اما اکنون، پس از گذشت پنج سال از حضور او در رأس قوه مقننه، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی کارنامه او در ذهن مردم و ناظران سیاسی شکل گرفته است.

 ضعف در نظارت و شفافیت

یکی از مهم‌ترین انتقادات به ریاست قالیباف، کاهش سطح نظارت واقعی مجلس بر عملکرد دولت است. در حالی که مجلس، به‌ویژه در دوره سخت اقتصادی،و جنگی  باید نقشی فعال در پرسشگری، شفاف‌سازی و دفاع از حقوق مردم ایفا می‌کرد، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که مجلس  در عمل به نهادی منفعل بدل شده است.

قالیباف، برخلاف شعارهای اولیه‌اش مبنی بر «مجلس انقلابی»، در برابر تصمیمات و عملکردهای پرانتقاد دولت رئیسی و پزشکیان بارها سکوت کرده یا حمایت بی‌چون‌وچرا نشان داده است؛ به‌ویژه در زمینه افزایش تورم، بحران مسکن و کاهش ارزش پول ملی. همین موضوع سبب شده تا مجلس تحت مدیریت او، از جایگاه «خانه ملت» فاصله بگیرد.

 وعده‌های بی‌سرانجام

در ابتدای دوره، قالیباف وعده‌هایی مانند «طرح تحول اقتصادی»، «شفاف‌سازی آراء نمایندگان» و «اصلاح ساختار بودجه» را مطرح کرد؛ اما در عمل، بیشتر این وعده‌ها یا اجرایی نشدند یا به طرح‌هایی ناقص و بی‌اثر تقلیل یافتند. مسئله شفافیت، که قالیباف بارها از آن دم زده بود، به طور مشخص در موضوع «عدم تصویب طرح شفافیت آرا» و «پنهان‌کاری در تصمیمات مهم» خودش را نشان داد.

 پرونده‌های گذشته؛ سایه‌ای بر اعتبار امروز

فارغ از عملکرد کنونی، پرونده‌های گذشته قالیباف در شهرداری تهران، از جمله ماجرای معروف به «املاک نجومی» و گزارش تفریغ بودجه‌های پرابهام، همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند. این مسائل، هرچند مربوط به دوره‌ای دیگرند، اما بر ذهنیت عمومی نسبت به صداقت و کارآمدی قالیباف در مسئولیت‌هایش تأثیر گذاشته‌اند.

 ناتوانی در همگرایی سیاسی

قالیباف نتوانسته است مجلس را به نهادی هم‌افزا و متحد تبدیل کند. اختلافات داخلی مجلس، تنش‌ها میان جریان‌های اصولگرا و عدم توانایی در ایجاد اجماع بر سر مسائل مهم،حجاب  موجب شده است تا تصویب قوانین کارآمد دچار وقفه شود یا خروجی‌های ضعیفی داشته باشد.

مجلس قالیباف، به‌جای آنکه موتور محرک تحول باشد، به نهاد تأییدکننده سیاست‌های غلط دولت و رهبری  بدل شده است. ضعف در نظارت، تحقق‌نیافتن وعده‌ها، و باقی‌ماندن ابهامات گذشته، همگی دلایلی هستند که موجب شده‌اند عملکرد ریاست قالیباف بر مجلس، از نگاه بسیاری از مردم و نخبگان، ضعیف و دور از انتظارات انقلابی و مردمی ارزیابی شود.

اکنون زمان آن رسیده که از مسئولان بخواهیم پاسخگو باشند؛ زیرا اعتماد عمومی، سرمایه‌ای نیست که بتوان از آن بی‌پروا خرج کرد

عملکرد منفی قالیباف رئیس بی لیاقت مجلس ایران

 

 نقدی درباره‌ی عملکرد منفی محمدباقر قالیباف در مقام رئیس مجلس شورای اسلامی  

قالیباف در رأس مجلس؛ کارنامه‌ای خاکستری با سایه‌های پررنگ ضعف





محمدباقر قالیباف، چهره‌ای شناخته‌شده در سیاست ایران، پس از سابقه‌ای طولانی در فرماندهی نظامی و شهرداری تهران، از سال ۱۳۹۹ به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی برگزیده شد. اما اکنون، پس از گذشت پنج سال از حضور او در رأس قوه مقننه، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی کارنامه او در ذهن مردم و ناظران سیاسی شکل گرفته است.

 ضعف در نظارت و شفافیت

یکی از مهم‌ترین انتقادات به ریاست قالیباف، کاهش سطح نظارت واقعی مجلس بر عملکرد دولت است. در حالی که مجلس، به‌ویژه در دوره سخت اقتصادی،و جنگی  باید نقشی فعال در پرسشگری، شفاف‌سازی و دفاع از حقوق مردم ایفا می‌کرد، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که مجلس  در عمل به نهادی منفعل بدل شده است.

قالیباف، برخلاف شعارهای اولیه‌اش مبنی بر «مجلس انقلابی»، در برابر تصمیمات و عملکردهای پرانتقاد دولت رئیسی و پزشکیان بارها سکوت کرده یا حمایت بی‌چون‌وچرا نشان داده است؛ به‌ویژه در زمینه افزایش تورم، بحران مسکن و کاهش ارزش پول ملی. همین موضوع سبب شده تا مجلس تحت مدیریت او، از جایگاه «خانه ملت» فاصله بگیرد.

 وعده‌های بی‌سرانجام

در ابتدای دوره، قالیباف وعده‌هایی مانند «طرح تحول اقتصادی»، «شفاف‌سازی آراء نمایندگان» و «اصلاح ساختار بودجه» را مطرح کرد؛ اما در عمل، بیشتر این وعده‌ها یا اجرایی نشدند یا به طرح‌هایی ناقص و بی‌اثر تقلیل یافتند. مسئله شفافیت، که قالیباف بارها از آن دم زده بود، به طور مشخص در موضوع «عدم تصویب طرح شفافیت آرا» و «پنهان‌کاری در تصمیمات مهم» خودش را نشان داد.

 پرونده‌های گذشته؛ سایه‌ای بر اعتبار امروز

فارغ از عملکرد کنونی، پرونده‌های گذشته قالیباف در شهرداری تهران، از جمله ماجرای معروف به «املاک نجومی» و گزارش تفریغ بودجه‌های پرابهام، همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند. این مسائل، هرچند مربوط به دوره‌ای دیگرند، اما بر ذهنیت عمومی نسبت به صداقت و کارآمدی قالیباف در مسئولیت‌هایش تأثیر گذاشته‌اند.

 ناتوانی در همگرایی سیاسی

قالیباف نتوانسته است مجلس را به نهادی هم‌افزا و متحد تبدیل کند. اختلافات داخلی مجلس، تنش‌ها میان جریان‌های اصولگرا و عدم توانایی در ایجاد اجماع بر سر مسائل مهم،حجاب  موجب شده است تا تصویب قوانین کارآمد دچار وقفه شود یا خروجی‌های ضعیفی داشته باشد.

مجلس قالیباف، به‌جای آنکه موتور محرک تحول باشد، به نهاد تأییدکننده سیاست‌های غلط دولت و رهبری  بدل شده است. ضعف در نظارت، تحقق‌نیافتن وعده‌ها، و باقی‌ماندن ابهامات گذشته، همگی دلایلی هستند که موجب شده‌اند عملکرد ریاست قالیباف بر مجلس، از نگاه بسیاری از مردم و نخبگان، ضعیف و دور از انتظارات انقلابی و مردمی ارزیابی شود.

اکنون زمان آن رسیده که از مسئولان بخواهیم پاسخگو باشند؛ زیرا اعتماد عمومی، سرمایه‌ای نیست که بتوان از آن بی‌پروا خرج کرد

بی عدالتی در حق التدرسی معلمان

 

حق‌التدریس یعنی کار بدون امنیت؛ یعنی بی‌عدالتی قانونی‌شده!

 


هر سال تابستان که می‌رسد، هزاران معلم حق‌التدریس از حداقل‌ترین حقوق انسانی محروم می‌شوند:

نه حقوق دارند، نه بیمه، نه امنیت شغلی. اما توقع از آن‌ها مثل معلم رسمی است:

باید با جان و دل تدریس کنند؛ باید در مسابقات، جشنواره‌ها، امتحانات، برنامه‌ها شرکت کنند؛ باید هر روز برای ارتقای کیفیت آموزش تلاش کنند

ولی وقتی تابستان می‌رسد، دولت و آموزش‌و‌پرورش طوری رفتار می‌کند

که انگار این معلمان هرگز وجود نداشته‌اند! نه قرارداد، نه حمایت، نه حتی یک پاسخ مشخص...

آیا انصاف است کسی که پایه آموزش یک منطقه را می‌چرخاند، در تابستان به حال خود رها شود؟ مگر معلم حق‌التدریس، کارگر فصلی است؟

قطع بیمه در تابستان یعنی:

دارو نباشد; درمان نباشد; حتی زایمان امن برای معلمان زن هم نباشد

نداشتن حقوق در تابستان یعنی:

تحقیر معلم؛ استثمار آشکار؛ بی‌توجهی مطلق به کرامت انسانی و خانوادگی معلمان

چرا باید معلمی که سال‌ها برای آموزش کشور زحمت کشیده، در تابستان 

شرمنده خانواده‌اش باشد؟ چرا این وضعیت غیرقانونی و ناعادلانه سال‌هاست ادامه دارد و کسی پاسخگو نیست؟

معلمان حق‌التدریس نه لطف می‌خواهند، نه صدقه؛ آن‌ها فقط حق‌شان را می‌خواهند:

بیمه مستمر؛ حقوق ۱۲ ماهه؛ قرارداد شفاف و محترمانه

ما معلمیم؛ نه کارگر فصلی.

ما ستون آموزش‌ایم؛ نه نیروی موقت بی‌هویت.


اهداف سند ۲۰۳۰ یونسکو

هدف ۳- تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین

هدف ۴- تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه 


مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر

ماده ۲۲- حق امنيت اجتماعی

ماده ۲۵- حق خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه

ماده ۲۶- حق تحصیل رایگان برای همه 

معرفی کتاب: حقوق پناهندگی

 در این روزها که واژه‌ی پناهنده، پناهجو و گاه آواره در سطر تیتر تمامی رسانه‌های دنیا نامی آشنا بر خود گرفته است، معرفی کوتاهی درخصوص کتاب “ح...