شیخی دیوانه ای که نزدیک بود رابطه بند زده ایران و عربستان را تنشزا کند/ از تحریک برای حمله به سفارتخانهها تا ایفای نقش در فهرستبندی اصولگرایان
۱۴۰۴ خرداد ۱۰, شنبه
شیخ دیوانه ای به نام قاسمیان
شیخ دیوانه ای به نام قاسمیان
شیخی دیوانه ای که نزدیک بود رابطه بند زده ایران و عربستان را تنشزا کند/ از تحریک برای حمله به سفارتخانهها تا ایفای نقش در فهرستبندی اصولگرایان
توقیف سریال سووشون توسط دولتیها
واکنش نرگس آبیار به توقیف سووشون/
«ساترا» به ابزاری برای انسداد و محدودسازی هنر شده است
توقیف سریال سووشون توسط دولتیها
واکنش نرگس آبیار به توقیف سووشون/
«ساترا» به ابزاری برای انسداد و محدودسازی هنر شده است
۱۴۰۴ خرداد ۹, جمعه
ریشه گرفتاری های مردم ایران
ریشه گرفتاری های مردم ایران
آیا می دانید ریشه ی تمام گرفتاری های مردم ایران پس از انقلاب در کجاست؟
خدا رحمت کند مادر بزرگم را ، میگفت:
اگر کسی به تو بد کرد حتی اگر به او دعا کنی خدا بلد است چه کار کند و مطمئن باش این دعاهایت برای او نفرین نوشته خواهد شد و اگر کسی به تو نیکی کرد حتی اگر نفرینش کنی خداوند به او جزای خیر خواهد داد
مادر جان به هیچ کس بدی مکن ؛ مخصوصا به کسی که به تو نیکی کرده است هرگز بد مکن که اگر چنین کردی حتی اگر او هم تو را ببخشد خدا تو را نخواهد بخشید و عقوبت آن بدی را حتماً خواهی دید حال یا در دنیا یا در آخرت...
و امروز بنده گمان می کنم تمام گرفتاری هایی که مردم ایران دارند
از هشت سال جنگ ویرانگر گرفته تا خشکی زاینده رود و نابودی منابع آبی خوزستان و فرار نخبگان و غارت سرمایه های ملی و بی اعتباری ایران و ایرانی در مجامع جهانی و گرانی و تورم و.....
همه و همه مربوط می شود به سال ۵۷
آری
با توجه به اینکه محمد رضا شاه و پدرش رضاشاه به ما مردم ایران خدمات شایانی کرده بودند اما ما مردم در عوض تشکر مرگ بر شاه گفتیم و او را دق مرگ دادیم باید چنین روزگار سیاهی داشته باشیم....
اما به راستی این ویرانی ها چگونه پدید آمد؟
در کشوری که مهد تمدن است و مردمانش هر کدام ادعای فضل می کنند و بر این باور اند که:
هنر نزد ایرانیان است و بس.....
چگونه این اتفاق افتاد؟
بنده گمان می کنم که
اصل جمهوری اسلامی ایران برای نابودی ایران و ایرانی بنیادش گذاشته شده است
ولی برای رسیدن به این هدف ویران کننده باید آدم های نالایق و ناتوان بر امور کشور مسلط شوند که شده اند.....
نمونه اش اینکه چهل سال است که رئیس شورای نگهبان کسی است که توان درک حتی کوچکترین مسائل را هم ندارد.....
حتی شخص امام خمینی که از او یک قدیس ساخته اند کمترین معلومات و آگاهی را به مسائل علمی و مملکت داری نداشت پس چه شد که یک مملکت به دست او سپرده شد.؟؟؟؟؟؟
از اول انقلاب آدمهای فهیم را یا اعدام کردند و یا ترور نمودند و یا بواسطه ی جنگ از بین بردند....
اینها همه برنامه ریزی شده بود اما نه توسط مسئولین جمهوری اسلامی ایران بلکه توسط کسانی که انقلاب را طراحی و پایه ریزی کرده بودند....
البته بله اجرای این نقشه ی شوم توسط مسئولین نظام صورت گرفته است
کتاب خاطرات مستر همفر را اگر مطالعه فرمائید به این مسئله پی خواهید برد....
و اینگونه شد که پس از انقلاب با سپردن امور به افراد ناتوان و ناآگاه هم دین و هم دنیای مردم نابود شد
ریشه گرفتاری های مردم ایران
ریشه گرفتاری های مردم ایران
آیا می دانید ریشه ی تمام گرفتاری های مردم ایران پس از انقلاب در کجاست؟
خدا رحمت کند مادر بزرگم را ، میگفت:
اگر کسی به تو بد کرد حتی اگر به او دعا کنی خدا بلد است چه کار کند و مطمئن باش این دعاهایت برای او نفرین نوشته خواهد شد و اگر کسی به تو نیکی کرد حتی اگر نفرینش کنی خداوند به او جزای خیر خواهد داد
مادر جان به هیچ کس بدی مکن ؛ مخصوصا به کسی که به تو نیکی کرده است هرگز بد مکن که اگر چنین کردی حتی اگر او هم تو را ببخشد خدا تو را نخواهد بخشید و عقوبت آن بدی را حتماً خواهی دید حال یا در دنیا یا در آخرت...
و امروز بنده گمان می کنم تمام گرفتاری هایی که مردم ایران دارند
از هشت سال جنگ ویرانگر گرفته تا خشکی زاینده رود و نابودی منابع آبی خوزستان و فرار نخبگان و غارت سرمایه های ملی و بی اعتباری ایران و ایرانی در مجامع جهانی و گرانی و تورم و.....
همه و همه مربوط می شود به سال ۵۷
آری
با توجه به اینکه محمد رضا شاه و پدرش رضاشاه به ما مردم ایران خدمات شایانی کرده بودند اما ما مردم در عوض تشکر مرگ بر شاه گفتیم و او را دق مرگ دادیم باید چنین روزگار سیاهی داشته باشیم....
اما به راستی این ویرانی ها چگونه پدید آمد؟
در کشوری که مهد تمدن است و مردمانش هر کدام ادعای فضل می کنند و بر این باور اند که:
هنر نزد ایرانیان است و بس.....
چگونه این اتفاق افتاد؟
بنده گمان می کنم که
اصل جمهوری اسلامی ایران برای نابودی ایران و ایرانی بنیادش گذاشته شده است
ولی برای رسیدن به این هدف ویران کننده باید آدم های نالایق و ناتوان بر امور کشور مسلط شوند که شده اند.....
نمونه اش اینکه چهل سال است که رئیس شورای نگهبان کسی است که توان درک حتی کوچکترین مسائل را هم ندارد.....
حتی شخص امام خمینی که از او یک قدیس ساخته اند کمترین معلومات و آگاهی را به مسائل علمی و مملکت داری نداشت پس چه شد که یک مملکت به دست او سپرده شد.؟؟؟؟؟؟
از اول انقلاب آدمهای فهیم را یا اعدام کردند و یا ترور نمودند و یا بواسطه ی جنگ از بین بردند....
اینها همه برنامه ریزی شده بود اما نه توسط مسئولین جمهوری اسلامی ایران بلکه توسط کسانی که انقلاب را طراحی و پایه ریزی کرده بودند....
البته بله اجرای این نقشه ی شوم توسط مسئولین نظام صورت گرفته است
کتاب خاطرات مستر همفر را اگر مطالعه فرمائید به این مسئله پی خواهید برد....
و اینگونه شد که پس از انقلاب با سپردن امور به افراد ناتوان و ناآگاه هم دین و هم دنیای مردم نابود شد
۱۴۰۴ خرداد ۸, پنجشنبه
هموطن بپاخیز
درود بزرگواران
هموطن بپاخیز
درود بزرگواران
۱۴۰۴ خرداد ۷, چهارشنبه
شکست ملا نزدیکه
برای همبستگی مون ضروریه،شکست ملا نزدیک
در اقدامی پنهانی و بهغایت تأملبرانگیز، مدیران شرکت گروه ملی فولاد اهواز، بیآنکه ذرهای به اصول شفافیت، قانونمداری یا احترام به کارگران پایبند باشند، حذف شیفت عصر را اعلام کردهاند؛ نه با بخشنامهای رسمی، نه با اطلاعیهای شفاف از کانال روابط عمومی، بلکه تنها با چند جمله از زبان مدیران بخشها!
این تصمیم را پشت عنوانی آشنا پنهان کردهاند: "محدودیت برق"!
اما ما خاموش نیستیم. ما نه سادهایم، نه فراموشکار. اگر واقعاً سازمان برق چنین دستوری داده، چرا اعلام رسمی نشده؟ چرا این تصمیم که بر زندگی صدها خانواده تأثیر میگذارد، با سکوت و پنهانکاری همراه شده است؟
پاسخ روشن است: پشت این تصمیم، نه برق، که سیاستی تاریک و ضدکارگری پنهان است؛ سیاستی برای حذف گامبهگام اضافهکاریها، برای کاهش حقوق و فرسایش تدریجی معیشت ما همان سیاستی که حقوق بسیاری از جمله بک پی،مناطق جنگی و بدی آب و هوا را از ما دریغ کرده بود حالا با هدف کاستن از سفره کارگر در صدد حذف اضافه کاری ماست.
کارگرانی که سالهاست چرخ تولید را با دستانشان میچرخانند،چرا امروز باید تاوان بیعدالتی را بدهند؟
چه شد آن همه شعار حمایت از تولید؟
چه شد آنهمه حرف از کارآفرینی و عدالت؟
کارگری که با سیلی صورت خود را سرخ نگهداشته، حالا باید از حقوق خود هم بگذرد؟ آن هم فقط به این دلیل که مدیرانی در اتاقهای شیشهای خود، تصمیماتی را در پشت درهای بسته اتخاذ کردهاند، بیآنکه حتی لحظهای به اثرات مخرب آن بر سفره ما فکر کنند؟
بخش بزرگی از درآمد ماهانه کارگران، وابسته به اضافهکاری است. حذف شیفت عصر، یعنی حذف مستقیم بخشی از حقوقمان؛ یعنی ضربه به زندگی خانوادههایی که هر ریال درآمدشان، با زحمت و شرافت به دست میآید.یعنی افزودن حسرتی دیگر بر چیزهایی که میتوانستیم داشته باشیم ولی به لطف چنین تصمیماتی نداریم.
برای مدیرانی که ماهانه صدها ساعت اضافهکاری صوری در فیششان ثبت میشود، شاید این مسائل خندهدار باشد.
اما برای ما که هر دقیقه اضافهکاریمان، با خستگی عضله و تیر کشیدن کمر به دست میآید، مسئله مرگ و زندگی است!
اکنون دیگر زمان تردید نیست.
اکنون زمان اتحاد است، زمان فریاد زدن، زمان ایستادن در برابر تصمیماتیست که بهتدریج، حقوقمان را میبلعد و کرامتمان را لگدمال میکند.
در اعتراض به این تصمیم غیرقانونی، و در واکنش به حذف تدریجی اضافهکار، روزهای سهشنبه و چهارشنبه، اعتصاب غذا خواهیم داشت.
نه به نشانه ضعف، بلکه به نشانه اعتراض، ایستادگی و نمایش یک اتحاد جانانه.
اعتصاب ما، فریادیست از اعماق دل صدها کارگری که دیگر تحمل بیعدالتی را ندارند.
به آندسته از همکارانی که هفته گذشته، بنا به هر دلیلی همراهی نکردند اعلام میکنیم که
اکنون وقت آن است که در کنار برادرانتان بایستید. برای خودتان،برای سفره خانه تان و نان خانواده تان بایستید.
این مبارزه فقط برای یک قشر خاص نیست؛ این مبارزه برای حفظ حقوق همه ماست.
سکوت در چنین بزنگاهی، خیانت به جمع است، خیانت به خودمان،به شرفمان و خیانت به آینده فرزندانمان است.
آقای گودرزی، مدیر حراست و مشاور مدیرعامل:
شما در سایه همین کارگران به موقعیت امروز رسیدهاید، سکوتتان در برابر این تصمیمات،چه چیزی را ثابت میکند. آیا در قبال ظلمی که امروز در حق کارگر روا میشود وظیفه ای ندارید؟ این سکوت و سکون شما ،چیزی جز مشارکت در ظلم نیست.
در مسیر بازگشت به خانهای که از شرکت هدیه گرفتهاید،
با خودروی شاسیبلندی که از بیتالمال کارگران به شما رسیده، شیشه ماشین را کمی پایین بیاورید؛
شاید صدای فریاد مردمانی را بشنوید که فقط "انصاف" میخواهند، فقط اندکی "شرافت مدیریتی"!
ما دیگر آن کارگران خستهی دیروز نیستیم.
ما دیگر نمیگذاریم در سکوت، حقوقمان یکبهیک حذف شود.
سکوت ما تمام شد.
شکست ملا نزدیکه
برای همبستگی مون ضروریه،شکست ملا نزدیک
در اقدامی پنهانی و بهغایت تأملبرانگیز، مدیران شرکت گروه ملی فولاد اهواز، بیآنکه ذرهای به اصول شفافیت، قانونمداری یا احترام به کارگران پایبند باشند، حذف شیفت عصر را اعلام کردهاند؛ نه با بخشنامهای رسمی، نه با اطلاعیهای شفاف از کانال روابط عمومی، بلکه تنها با چند جمله از زبان مدیران بخشها!
این تصمیم را پشت عنوانی آشنا پنهان کردهاند: "محدودیت برق"!
اما ما خاموش نیستیم. ما نه سادهایم، نه فراموشکار. اگر واقعاً سازمان برق چنین دستوری داده، چرا اعلام رسمی نشده؟ چرا این تصمیم که بر زندگی صدها خانواده تأثیر میگذارد، با سکوت و پنهانکاری همراه شده است؟
پاسخ روشن است: پشت این تصمیم، نه برق، که سیاستی تاریک و ضدکارگری پنهان است؛ سیاستی برای حذف گامبهگام اضافهکاریها، برای کاهش حقوق و فرسایش تدریجی معیشت ما همان سیاستی که حقوق بسیاری از جمله بک پی،مناطق جنگی و بدی آب و هوا را از ما دریغ کرده بود حالا با هدف کاستن از سفره کارگر در صدد حذف اضافه کاری ماست.
کارگرانی که سالهاست چرخ تولید را با دستانشان میچرخانند،چرا امروز باید تاوان بیعدالتی را بدهند؟
چه شد آن همه شعار حمایت از تولید؟
چه شد آنهمه حرف از کارآفرینی و عدالت؟
کارگری که با سیلی صورت خود را سرخ نگهداشته، حالا باید از حقوق خود هم بگذرد؟ آن هم فقط به این دلیل که مدیرانی در اتاقهای شیشهای خود، تصمیماتی را در پشت درهای بسته اتخاذ کردهاند، بیآنکه حتی لحظهای به اثرات مخرب آن بر سفره ما فکر کنند؟
بخش بزرگی از درآمد ماهانه کارگران، وابسته به اضافهکاری است. حذف شیفت عصر، یعنی حذف مستقیم بخشی از حقوقمان؛ یعنی ضربه به زندگی خانوادههایی که هر ریال درآمدشان، با زحمت و شرافت به دست میآید.یعنی افزودن حسرتی دیگر بر چیزهایی که میتوانستیم داشته باشیم ولی به لطف چنین تصمیماتی نداریم.
برای مدیرانی که ماهانه صدها ساعت اضافهکاری صوری در فیششان ثبت میشود، شاید این مسائل خندهدار باشد.
اما برای ما که هر دقیقه اضافهکاریمان، با خستگی عضله و تیر کشیدن کمر به دست میآید، مسئله مرگ و زندگی است!
اکنون دیگر زمان تردید نیست.
اکنون زمان اتحاد است، زمان فریاد زدن، زمان ایستادن در برابر تصمیماتیست که بهتدریج، حقوقمان را میبلعد و کرامتمان را لگدمال میکند.
در اعتراض به این تصمیم غیرقانونی، و در واکنش به حذف تدریجی اضافهکار، روزهای سهشنبه و چهارشنبه، اعتصاب غذا خواهیم داشت.
نه به نشانه ضعف، بلکه به نشانه اعتراض، ایستادگی و نمایش یک اتحاد جانانه.
اعتصاب ما، فریادیست از اعماق دل صدها کارگری که دیگر تحمل بیعدالتی را ندارند.
به آندسته از همکارانی که هفته گذشته، بنا به هر دلیلی همراهی نکردند اعلام میکنیم که
اکنون وقت آن است که در کنار برادرانتان بایستید. برای خودتان،برای سفره خانه تان و نان خانواده تان بایستید.
این مبارزه فقط برای یک قشر خاص نیست؛ این مبارزه برای حفظ حقوق همه ماست.
سکوت در چنین بزنگاهی، خیانت به جمع است، خیانت به خودمان،به شرفمان و خیانت به آینده فرزندانمان است.
آقای گودرزی، مدیر حراست و مشاور مدیرعامل:
شما در سایه همین کارگران به موقعیت امروز رسیدهاید، سکوتتان در برابر این تصمیمات،چه چیزی را ثابت میکند. آیا در قبال ظلمی که امروز در حق کارگر روا میشود وظیفه ای ندارید؟ این سکوت و سکون شما ،چیزی جز مشارکت در ظلم نیست.
در مسیر بازگشت به خانهای که از شرکت هدیه گرفتهاید،
با خودروی شاسیبلندی که از بیتالمال کارگران به شما رسیده، شیشه ماشین را کمی پایین بیاورید؛
شاید صدای فریاد مردمانی را بشنوید که فقط "انصاف" میخواهند، فقط اندکی "شرافت مدیریتی"!
ما دیگر آن کارگران خستهی دیروز نیستیم.
ما دیگر نمیگذاریم در سکوت، حقوقمان یکبهیک حذف شود.
سکوت ما تمام شد.
چرا اضافه کاری گیلان

خبر شبیه آن دست از خبرها بود که فکر میکردی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته و چیزی شبیه شوخی و جوک که از جنس همان دروغها که هر چه بزرگتر باورپذیرتر، این هم هر چه جنس موضوع مفرحتر و خندهدارتر، لابد باورپذیرتر. اما اینبار خبر درست بود، ساخت فضایی مشابه جهنم در فومن.
نه تنها خبر درست بود که حتی فیلمی هم از جهنمی کذایی منتشر شد و نشان داد که تجربه کردن جهنم زمینی فراهم شده است.
فومن یکی از شهرهای استان گیلان و در ۲۷ کیلومتری رشت قرار دارد. استان شمالی که مقصد همیشگی گردشگران طبیعت بوده، همین فومن که رفته باشید، حتما از ماسوله و قلعهرودخان و جنگلهایش فقط زیبایی دیدهاید. مثل اغلب شهرها و مکانهای دیدنی این استان که سرسبزی و زیباییاش در نگاه اول خیرهکننده به نظر میرسد. اما از نگاه اول که بگذریم، چشمتان به نازیباییها روشن میشود.
زباله همه جا دیده میشود، داخل شهرها، جادههای بینشهری، کنار ساحل و حتی در ارتفاعات. وضعیت زباله در گیلان یک چالش اساسی در این استان است.
علاوه بر این زبالههای رها شده، محل دفن زباله هم بحران جدی دارد تا جایی که اردیبهشت سال ۱۴۰۱ اعتراض اهالی منطقه با بستن راه برای کامیونهایی که روزانه هزار تن زباله به این مکان میآورند، جدی و رسانهای شد. البته آن اعتراضهای ۲۰ روزه در نهایت با دخالت نیروهای امنیتی پایان یافت.
اما برای تجربه جهنم کافی است که فقط یک ساعت به سراوان (دهستانی از توابع بخش سنگر شهرستان رشت در گیلان) بروید و در منزل یکی از ساکنان اقامت کنید تا بوی جهنمی را که از کوه زبالهای با ارتفاع بیش از ۱۰۰ متر و مساحت ۱۸ هکتار ساخته شده، درک کنید.
سراوان هم نخواستید بروید، حرفی نیست، روستا یا شهر دیگری را انتخاب کنید و بروید میان اهالی و کمی از بیکاری بپرسید. بروید پیش پدران و مادرانی که چند فرزند دانشگاه رفته و بیکار در منزل دارند. شاید آمار نداشته باشند و نتوانند برایتان از دادههای مرکز آمار بگویند که گیلان؛ چهارمین استان کشور با بیشترین نرخ بیکاری گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ است، اما خب جهنم بیکاری را در منازل بسیاری از خانوادهها تجربه خواهید کرد.
البته در صورت داشتن شغل هم نمیتوان دلخوش بود که خانوادههای گیلانی در فقر نباشند، داشتن شغل رسمی یکی از اصلیترین مولفههایی است که کمک میکند افراد فقیر نشوند، اما این ویژگی تا حدودی برای برخی از افراد در هفت استان کشور صادق نیست.
براساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس حداقل دریافتی در استانهای تهران، البرز، قم، اصفهان، گیلان، قزوین و مازندران نمیتواند هزینههای سبد مصرفی فقر برای یک خانواده سه نفره را تأمین کند.
همین عوامل را کنار هم بگذارید میرسیم به خبر بدی که چندی پیش، حسین کرمانپور، رییس روابط عمومی وزارت بهداشت اعلام کرد، استان گیلان اولین استان کشور است که در طول تاریخ برای اولین بار، میزان مرگ و میر از میزان تولد پیشی میگیرد، اولین استانی که نرخ باروری آن (TFR) به زیر عدد یک میرسد. این عدد یعنی میانگین تعداد فرزند مادران گیلانی زیر یک فرزند شده است. او معتقد بود که اگر این افت ادامه یابد، سال ۱۴۷۴ به بعد اگر کسی با لهجه گیلکی صحبت کرد جای تعجب خواهد داشت.
حالا وسط این همه جهنم، معلوم نیست چرا عدهای یک جهنم هم در فومن ساختهاند، اگر علت جهنمهای گفته شده، کمکاری بوده، این جهنم جدید قطعا اضافه کاری بوده است
چرا اضافه کاری گیلان

خبر شبیه آن دست از خبرها بود که فکر میکردی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته و چیزی شبیه شوخی و جوک که از جنس همان دروغها که هر چه بزرگتر باورپذیرتر، این هم هر چه جنس موضوع مفرحتر و خندهدارتر، لابد باورپذیرتر. اما اینبار خبر درست بود، ساخت فضایی مشابه جهنم در فومن.
نه تنها خبر درست بود که حتی فیلمی هم از جهنمی کذایی منتشر شد و نشان داد که تجربه کردن جهنم زمینی فراهم شده است.
فومن یکی از شهرهای استان گیلان و در ۲۷ کیلومتری رشت قرار دارد. استان شمالی که مقصد همیشگی گردشگران طبیعت بوده، همین فومن که رفته باشید، حتما از ماسوله و قلعهرودخان و جنگلهایش فقط زیبایی دیدهاید. مثل اغلب شهرها و مکانهای دیدنی این استان که سرسبزی و زیباییاش در نگاه اول خیرهکننده به نظر میرسد. اما از نگاه اول که بگذریم، چشمتان به نازیباییها روشن میشود.
زباله همه جا دیده میشود، داخل شهرها، جادههای بینشهری، کنار ساحل و حتی در ارتفاعات. وضعیت زباله در گیلان یک چالش اساسی در این استان است.
علاوه بر این زبالههای رها شده، محل دفن زباله هم بحران جدی دارد تا جایی که اردیبهشت سال ۱۴۰۱ اعتراض اهالی منطقه با بستن راه برای کامیونهایی که روزانه هزار تن زباله به این مکان میآورند، جدی و رسانهای شد. البته آن اعتراضهای ۲۰ روزه در نهایت با دخالت نیروهای امنیتی پایان یافت.
اما برای تجربه جهنم کافی است که فقط یک ساعت به سراوان (دهستانی از توابع بخش سنگر شهرستان رشت در گیلان) بروید و در منزل یکی از ساکنان اقامت کنید تا بوی جهنمی را که از کوه زبالهای با ارتفاع بیش از ۱۰۰ متر و مساحت ۱۸ هکتار ساخته شده، درک کنید.
سراوان هم نخواستید بروید، حرفی نیست، روستا یا شهر دیگری را انتخاب کنید و بروید میان اهالی و کمی از بیکاری بپرسید. بروید پیش پدران و مادرانی که چند فرزند دانشگاه رفته و بیکار در منزل دارند. شاید آمار نداشته باشند و نتوانند برایتان از دادههای مرکز آمار بگویند که گیلان؛ چهارمین استان کشور با بیشترین نرخ بیکاری گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ است، اما خب جهنم بیکاری را در منازل بسیاری از خانوادهها تجربه خواهید کرد.
البته در صورت داشتن شغل هم نمیتوان دلخوش بود که خانوادههای گیلانی در فقر نباشند، داشتن شغل رسمی یکی از اصلیترین مولفههایی است که کمک میکند افراد فقیر نشوند، اما این ویژگی تا حدودی برای برخی از افراد در هفت استان کشور صادق نیست.
براساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس حداقل دریافتی در استانهای تهران، البرز، قم، اصفهان، گیلان، قزوین و مازندران نمیتواند هزینههای سبد مصرفی فقر برای یک خانواده سه نفره را تأمین کند.
همین عوامل را کنار هم بگذارید میرسیم به خبر بدی که چندی پیش، حسین کرمانپور، رییس روابط عمومی وزارت بهداشت اعلام کرد، استان گیلان اولین استان کشور است که در طول تاریخ برای اولین بار، میزان مرگ و میر از میزان تولد پیشی میگیرد، اولین استانی که نرخ باروری آن (TFR) به زیر عدد یک میرسد. این عدد یعنی میانگین تعداد فرزند مادران گیلانی زیر یک فرزند شده است. او معتقد بود که اگر این افت ادامه یابد، سال ۱۴۷۴ به بعد اگر کسی با لهجه گیلکی صحبت کرد جای تعجب خواهد داشت.
حالا وسط این همه جهنم، معلوم نیست چرا عدهای یک جهنم هم در فومن ساختهاند، اگر علت جهنمهای گفته شده، کمکاری بوده، این جهنم جدید قطعا اضافه کاری بوده است
۱۴۰۴ خرداد ۶, سهشنبه
نقد و خبر بازداشت روحانی بیت رهبر ایران
یادآوری سابقه جریان نزدیک به قالیباف در تخریب روابط خارجی
علیرضا قاسمیان، از چهرههای نزدیک به محمدباقر قالیباف، پیش از این ریاست کتابخانه مجلس را بر عهده داشت و اظهارات جنجالیاش درباره "فتح قبله پس از جنگ با حجاز" در سال گذشته، واکنشهای بسیاری برانگیخت.
برخی روزنامهنگاران و فعالان سیاسی، قاسمیان را بخشی از جریانی میدانند که با رفتارهای تند و بیمحابا، ضربات جدی به روابط دیپلماتیک ایران وارد کردهاند. احسان بداغی، خبرنگار حوزه سیاست، نوشته است: «ظاهراً قرار نیست جریان سیاسی متبوع آقای قاسمیان دست از سر منافع کشور بردارند.»
سایت خبری رویداد نیز به سابقه این جریان پرداخته و نوشته است: « در جریان بالارفتن از دیوار سفارت عربستان در سال ۱۳۹۴، نام یک فرد به عنوان رهبر گروه خودسر مطرح شد که برای شهردار اسبق تهران کمپین انتخاباتی به راه میانداخت. اسحاق جهانگیری معاون اول حسن روحانی در مناظرههای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ طعنه مستقیمی به قالیباف و ارتباط او با متهمان بالا رفتن از سفارت عربستان زد. اوخطاب به قالیباف گفت «چه کسانی باعث شدند ٧٠٠ هزار شیعه که میآمدند و زندگی مردم مشهد میچرخید، به هم خورد. بله، ما نمیتوانیم به سفارت حمله کنیم. دولت حمله کرد آقای قالیباف؟ چه کسانی حمله کردند؟ آنها الان در ستادهای کدام کاندیدا حضور دارند؟ کدام کاندیداها از آنها دفاع میکردند و پول میدادند؟»
در ایام اخیر این بحث مطرح شده که قاممیان اینک به طیف مربوط به سعید جلیلی، دیگر چهره تندرو در میان اصولگرایان و نامزد اصلی آنها در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، نزدیک شده است.
دستگاه دیپلماسی ایران در چالش مضاعف
اکنون وزارت امور خارجه ایران که وظیفه دفاع از حقوق اتباع را بر عهده دارد، ناچار است برای آزادی شخصی تلاش کند که با اظهاراتش به یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماتیک کشور، یعنی احیای رابطه با عربستان، لطمه زده است.
گزارشها حاکی از آن است که عربستان در قبال اظهارات توهینآمیز علیه اماکن مقدس و حاکمیت خود، حساسیت ویژهای دارد و همین امر روند آزادی قاسمیان را پیچیدهتر کرده است.
ماجرای دستگیری
غلامرضا قاسمیان، روحانی تندروی ایرانی و داور برنامه "محفل" در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی، در عربستان سعودی به دنبال انتشار یک ویدئوی کوتاه بازداشت شد.
او در این ویدئو، مقامهای سعودی را "غاصبان قبله" نامیده و میگوید: «دیگر لازم نیست برای قمارخانه، مراکز فحشا و کنسرت رکیک به آنتالیا برید، میتوانید به جایش بروید مکه و مدینه. اینجا به تنظیمات کارخانه بنی امیه بازگشته. فریب رفت و آمدهای دیپلماتیک را نخورید سختگیریها اینجا وحشتناک است به حدی که حتی به زائران اجازه اینکه معارف حج را بفهمند، نمیدهند
بر اساس گزارشهای مستند، قاسمیان در وقایع حمله به سفارت عربستان در تهران (دی ۱۳۹۴) و پیش از آن سفارت بریتانیا (آذر ۱۳۹۰) نیز نقش تحریککننده داشته است. جواد موگویی، مستندساز اصولگرا، پیشتر در دیماه ۱۴۰۲ با انتشار جزئیاتی، مدعی شده بود که قاسمیان در هر دو رویداد، از عوامل تحریک و سازماندهی حملات بوده است؛ ادعایی که قاسمیان هرگز تکذیب نکرد.
هشدار نمایندگان مجلس: منافع ملی بازیچه رفتارهای غیرمسئولانه نشود
محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنشی تند گفت: «عدهای خود را بیمهشده همهچیز میدانند و با اظهارنظرهای بیپایه، هزینههای سنگینی بر ملت تحمیل میکنند. تحریک کشوری که با آن بهتازگی رابطه سیاسی برقرار کردهایم، برخلاف منافع ملی است و حتی میتواند نشانه نفوذ بیگانه باشد.»
او همچنین به تناقضهای رفتاری این جریان اشاره کرد و گفت: «همینها که سالها علیه عربستان تیترهای جنگطلبانه مینوشتند، بعد از احیای رابطه با ریاض، جشن گرفته بودند. حالا اما دوباره زمینهساز تنش و هزینهتراشی برای دیپلماسی کشور شدهاند

سرپرست حجاج ایرانی در جمع زائران ایرانی در مکه مکرمه با اشاره به انتشار کلیپی از یکی از روحانیون کشور در فضای مجازی گفت: گفتههای این روحانی نظر شخصی اوست، ایشان یک نیروی فعال قرآنی است و انتظار از ایشان هم بیشتر است.
به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام والمسلمین نواب، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت و سرپرست حجاج ایرانی در بخشی از سخنان خود در ذیل بخش دوم از این حدیث، یعنی نیاز مومن به واعظ و پند دهندهای خودی، به مسائل مربوط به انتشار کلیپی از یکی از روحانیون محترم کشورمان در فضای مجازی طی ۲۴ ساعته اخیر اشاره کرد و گفت: با توجه به شناختی که از این کشور به واسطه سالها توفیق خدمتگزاری در عمره و حج دارم، وقتی این صحبتها را شنیدم شگفت زده شدم و نباید چنین سخنانی گفته میشد.
به گزارش صدا و سیما، سرپرست حجاج ایرانی با تاکید بر اینکه گفتههای این روحانی محترم، نظر شخصی اوست، خاطرنشان کرد: ایشان یک نیروی فعال قرآنی است و به همین دلیل انتظار از ایشان هم بیشتر است.
پس از اعلام خبر بازداشت غلامرضا قاسمیان در عربستان سعودی، عباس عراقچی در پیامی در شبکههای اجتماعی «با صراحت کامل هرگونه تلاش برای ضربه زدن به وحدت مسلمانان را محکوم» کرد.
آقای قاسمیان که مداح و داور مسابقه مداحی تلویزیون است در حج تمتع در ویدئویی که در شبکههای اجتماعی منتشر کرد دولت عربستان را «کاسبان و غاصبان قبله» خواند و گفت که «اینجا به تنظیمات کارخانه بنیامیه بازگشته است». دولت ایران این اظهارات را محکوم کرد اما قوه قضائیه بازداشت او را «غیرموجه و غیرقانونی» خواند.
وزیر خارجه ایران نوشت: «ما مصمم هستیم که به هیچکس اجازه ندهیم به روابط برادرانه ما با همسایگانمان، از جمله به مسیر رو بهجلوی روابط با عربستان سعودی، آسیب بزند.»
او همچنین از «مدیریت شایسته و کارآمد حج امسال» تقدیر و برای «دولت و ملت عربستان سعودی» آرزوی موفقیت کرد
نقد و خبر بازداشت روحانی بیت رهبر ایران
یادآوری سابقه جریان نزدیک به قالیباف در تخریب روابط خارجی
علیرضا قاسمیان، از چهرههای نزدیک به محمدباقر قالیباف، پیش از این ریاست کتابخانه مجلس را بر عهده داشت و اظهارات جنجالیاش درباره "فتح قبله پس از جنگ با حجاز" در سال گذشته، واکنشهای بسیاری برانگیخت.
برخی روزنامهنگاران و فعالان سیاسی، قاسمیان را بخشی از جریانی میدانند که با رفتارهای تند و بیمحابا، ضربات جدی به روابط دیپلماتیک ایران وارد کردهاند. احسان بداغی، خبرنگار حوزه سیاست، نوشته است: «ظاهراً قرار نیست جریان سیاسی متبوع آقای قاسمیان دست از سر منافع کشور بردارند.»
سایت خبری رویداد نیز به سابقه این جریان پرداخته و نوشته است: « در جریان بالارفتن از دیوار سفارت عربستان در سال ۱۳۹۴، نام یک فرد به عنوان رهبر گروه خودسر مطرح شد که برای شهردار اسبق تهران کمپین انتخاباتی به راه میانداخت. اسحاق جهانگیری معاون اول حسن روحانی در مناظرههای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ طعنه مستقیمی به قالیباف و ارتباط او با متهمان بالا رفتن از سفارت عربستان زد. اوخطاب به قالیباف گفت «چه کسانی باعث شدند ٧٠٠ هزار شیعه که میآمدند و زندگی مردم مشهد میچرخید، به هم خورد. بله، ما نمیتوانیم به سفارت حمله کنیم. دولت حمله کرد آقای قالیباف؟ چه کسانی حمله کردند؟ آنها الان در ستادهای کدام کاندیدا حضور دارند؟ کدام کاندیداها از آنها دفاع میکردند و پول میدادند؟»
در ایام اخیر این بحث مطرح شده که قاممیان اینک به طیف مربوط به سعید جلیلی، دیگر چهره تندرو در میان اصولگرایان و نامزد اصلی آنها در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، نزدیک شده است.
دستگاه دیپلماسی ایران در چالش مضاعف
اکنون وزارت امور خارجه ایران که وظیفه دفاع از حقوق اتباع را بر عهده دارد، ناچار است برای آزادی شخصی تلاش کند که با اظهاراتش به یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماتیک کشور، یعنی احیای رابطه با عربستان، لطمه زده است.
گزارشها حاکی از آن است که عربستان در قبال اظهارات توهینآمیز علیه اماکن مقدس و حاکمیت خود، حساسیت ویژهای دارد و همین امر روند آزادی قاسمیان را پیچیدهتر کرده است.
ماجرای دستگیری
غلامرضا قاسمیان، روحانی تندروی ایرانی و داور برنامه "محفل" در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی، در عربستان سعودی به دنبال انتشار یک ویدئوی کوتاه بازداشت شد.
او در این ویدئو، مقامهای سعودی را "غاصبان قبله" نامیده و میگوید: «دیگر لازم نیست برای قمارخانه، مراکز فحشا و کنسرت رکیک به آنتالیا برید، میتوانید به جایش بروید مکه و مدینه. اینجا به تنظیمات کارخانه بنی امیه بازگشته. فریب رفت و آمدهای دیپلماتیک را نخورید سختگیریها اینجا وحشتناک است به حدی که حتی به زائران اجازه اینکه معارف حج را بفهمند، نمیدهند
بر اساس گزارشهای مستند، قاسمیان در وقایع حمله به سفارت عربستان در تهران (دی ۱۳۹۴) و پیش از آن سفارت بریتانیا (آذر ۱۳۹۰) نیز نقش تحریککننده داشته است. جواد موگویی، مستندساز اصولگرا، پیشتر در دیماه ۱۴۰۲ با انتشار جزئیاتی، مدعی شده بود که قاسمیان در هر دو رویداد، از عوامل تحریک و سازماندهی حملات بوده است؛ ادعایی که قاسمیان هرگز تکذیب نکرد.
هشدار نمایندگان مجلس: منافع ملی بازیچه رفتارهای غیرمسئولانه نشود
محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنشی تند گفت: «عدهای خود را بیمهشده همهچیز میدانند و با اظهارنظرهای بیپایه، هزینههای سنگینی بر ملت تحمیل میکنند. تحریک کشوری که با آن بهتازگی رابطه سیاسی برقرار کردهایم، برخلاف منافع ملی است و حتی میتواند نشانه نفوذ بیگانه باشد.»
او همچنین به تناقضهای رفتاری این جریان اشاره کرد و گفت: «همینها که سالها علیه عربستان تیترهای جنگطلبانه مینوشتند، بعد از احیای رابطه با ریاض، جشن گرفته بودند. حالا اما دوباره زمینهساز تنش و هزینهتراشی برای دیپلماسی کشور شدهاند

سرپرست حجاج ایرانی در جمع زائران ایرانی در مکه مکرمه با اشاره به انتشار کلیپی از یکی از روحانیون کشور در فضای مجازی گفت: گفتههای این روحانی نظر شخصی اوست، ایشان یک نیروی فعال قرآنی است و انتظار از ایشان هم بیشتر است.
به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام والمسلمین نواب، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت و سرپرست حجاج ایرانی در بخشی از سخنان خود در ذیل بخش دوم از این حدیث، یعنی نیاز مومن به واعظ و پند دهندهای خودی، به مسائل مربوط به انتشار کلیپی از یکی از روحانیون محترم کشورمان در فضای مجازی طی ۲۴ ساعته اخیر اشاره کرد و گفت: با توجه به شناختی که از این کشور به واسطه سالها توفیق خدمتگزاری در عمره و حج دارم، وقتی این صحبتها را شنیدم شگفت زده شدم و نباید چنین سخنانی گفته میشد.
به گزارش صدا و سیما، سرپرست حجاج ایرانی با تاکید بر اینکه گفتههای این روحانی محترم، نظر شخصی اوست، خاطرنشان کرد: ایشان یک نیروی فعال قرآنی است و به همین دلیل انتظار از ایشان هم بیشتر است.
پس از اعلام خبر بازداشت غلامرضا قاسمیان در عربستان سعودی، عباس عراقچی در پیامی در شبکههای اجتماعی «با صراحت کامل هرگونه تلاش برای ضربه زدن به وحدت مسلمانان را محکوم» کرد.
آقای قاسمیان که مداح و داور مسابقه مداحی تلویزیون است در حج تمتع در ویدئویی که در شبکههای اجتماعی منتشر کرد دولت عربستان را «کاسبان و غاصبان قبله» خواند و گفت که «اینجا به تنظیمات کارخانه بنیامیه بازگشته است». دولت ایران این اظهارات را محکوم کرد اما قوه قضائیه بازداشت او را «غیرموجه و غیرقانونی» خواند.
وزیر خارجه ایران نوشت: «ما مصمم هستیم که به هیچکس اجازه ندهیم به روابط برادرانه ما با همسایگانمان، از جمله به مسیر رو بهجلوی روابط با عربستان سعودی، آسیب بزند.»
او همچنین از «مدیریت شایسته و کارآمد حج امسال» تقدیر و برای «دولت و ملت عربستان سعودی» آرزوی موفقیت کرد
معرفی کتاب: حقوق پناهندگی
در این روزها که واژهی پناهنده، پناهجو و گاه آواره در سطر تیتر تمامی رسانههای دنیا نامی آشنا بر خود گرفته است، معرفی کوتاهی درخصوص کتاب “ح...
-
در این روزها که واژهی پناهنده، پناهجو و گاه آواره در سطر تیتر تمامی رسانههای دنیا نامی آشنا بر خود گرفته است، معرفی کوتاهی درخصوص کتاب “ح...
-
دلتنگی برای وطن ای وطن، ای خاک روشن، ای صدای ناب عشق باز نامت بر لب من، میشود بیتاب عشق هر کجا رفتم دلم جا ماند در آغوش تو مثل بادی بیق...
-
اثرات جنگ بر کدام گروهها بیشتر است؟ /مردان بیشتر کشته میشوند، زنان در معرض تبعات طولانیمدت جنگ هستند /برخورد با مهاجران غیرقانونی باید...