رئیس جمهور تصمیم شجاعانه درباره فیلترینگ بگیرد.
۱۴۰۳ اسفند ۱۰, جمعه
فیلترینگ در ایران
فیلترینگ در ایران
رئیس جمهور تصمیم شجاعانه درباره فیلترینگ بگیرد.
۱۴۰۳ اسفند ۸, چهارشنبه
دوست و یار هم باشیم هموطنان خارج از ایران
.
درود وعرض ادب خدمت همه دوستان
دوست و یار هم باشیم هموطنان خارج از ایران
.
درود وعرض ادب خدمت همه دوستان
۱۴۰۳ اسفند ۶, دوشنبه
معیشت و تورم و گرانی
وضعیت تورم و گرانی در کشور آنقدر وخیم شده است که مردم برای تامین نیازهای زندگی خود به روشهای عجیب و تلخی روی آورده اند. با این حال سیدابراهیم رئیسی، رئیس جمهور معقتد است "پیشرفت های کشور دشمن را
معیشت و تورم و گرانی
وضعیت تورم و گرانی در کشور آنقدر وخیم شده است که مردم برای تامین نیازهای زندگی خود به روشهای عجیب و تلخی روی آورده اند. با این حال سیدابراهیم رئیسی، رئیس جمهور معقتد است "پیشرفت های کشور دشمن را
۱۴۰۳ اسفند ۲, پنجشنبه
۱۴۰۳ اسفند ۱, چهارشنبه
مقاله در مورد وضعیت معیشت کارگران ایران
وضعیت معیشت کارگران ایران
هرچند جنبش کارگری ایران در طول تاریخ خود فراز و فرودهای زیادی را از سر گذرانده اما بخش زیادی از مطالبات طرح شده از سوی این جنبش، همواره یکسان بوده است. «افزایش دستمزدها، تعطیلی یک روز در هفتە، کاهش ساعات کار، پرداخت حقوق اضافی برای کار شبانە، بازنشستگی پس از ۲۵ سال سابقە کار و پرداخت بهموقع دستمزدها» از جمله مطالباتی است که پس از دهها سال همچنان در اولویت مبارزات کارگری در ایران قرار دارد.
طبقه کارگر ایران در حال حاضر اما در شرایطی بهسر میبرد که حتی از دستیابی به حقوق اولیه خود نظیر حق داشتن تشکل مستقل، محروم مانده و فعالان کارگری بابت پیگیریِ حقوق بدیهی خود، پیوسته با تعرض و تهاجم نهادهای امنیتی مواجه هستند.
در چنین شرایطی چه چشم اندازی پیش روی طبقه کارگر ایران قرار دارد؟ آیا کارگران قادر خواهند بود در برقراری عدالت اجتماعی در جامعه، نقش موثری ایفا کنند؟
حقوق ما، برای بررسی وضعیت کارگران ایرانی و مقایسه آن با جنبشهای کارگری در دیگر کشورها، با طرح چند پرسشها، به سراغ مهدی کوهستانی نژاد، مشاور کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری و عضو کنگره کار کانادا رفته است.
پرسش: در شرایطی که حقوق بگیران و طبقه کارگر ایران، سازماندهی و تشکل مستقل و سندیکا ندارند، آیا میتوانند در تغییر آینده سیاسی ایران نقش ایفا کنند؟ با شرایط موجود، چه چشماندازی پیش روی کارگران و مزدبگیران است؟
پاسخ: در جایی که حق تشکل و حق اعتصاب سلب شود، بالتبع توازن و تأثیر خود را در زندگی زحمتکشان و مزد بگیران نمایان میسازد. در این زمینه، ایران یکی از بدترین کشورها در عرصه حقوق پایهای و کنوانسیوانهای بینالمللی است. طبقه کارگر ایران شاید به معنی رایجاش از نهادهای صنفی محروم باشد اما از لحاظ تاثیرگذاریاش در آینده سیاسی جامعه ایران، نقش تعیین کنندهای دارد و در مقایسه با بسیاری از کشورهایی که در آنها حق داشتن تشکلهای مستقلِ کارگری به رسمیت شناخته شده، اگرچه به طور نسبی وضعیت و شرایط کارگران ما بهتر نیست اما از جایگاه اجتماعی و حرمت زحمتکشان بالاتری برخوردار است.. بههمین دلیل، گفتمان سیاسی جامعه ایران بدون نقش و جایگاه مبارزات کارگری، دچار نقصان خواهد بود. در مقایسه با کشورهایی نظیر لبنان، ترکیه، عراق و کشورهای منطقه که حداقلهای کنوانسیونهای جهانی را رعایت میکنند، وضعیت زندگی مبارزاتی و معیشتی کارگران در ایران بسیار متفاوت است. حکومت ایران یکی از پنج دولتی است که در سطح جهانی از لحاظ سرکوب، اذیت و آزار، زندانی کردن و بیکار کردن کارگران، وضعیت وخیمی پیش روی آنها قرار داده است.
پرسش: شما به دلیل حضور میدانی، اطلاع کافی از وضعیت کارگران در برخی از کشورهای جهان دارید. بهنظر شما اگر بخواهیم جامعهای نظیر الجزایر را با فضای فعلی جامعه ایران مقایسه کنیم، چه تشابهات و تفاوتهایی وجود دارد؟
پاسخ: اتفاقا جنبش کارگری الجزایر و جنبش کارگری ایران در چندین عرصه شباهتهایی با هم دارند. هر دو این جنبشها در دهه ۷۰ تا۵۰ میلادی دارای گرایشهای آزادیبخش در سطح گستردهای از جامعه بودند و به تغییرات از زاویه ملی، استقلال و رهایی، نظر داشتند. هر دو برآمده از تحولی بودند که نتیجه آن با امید بر سر کار آمدن جریاناتی بودند که خواهان بهبود زندگی کارگران، بهبود زندگی مردم، برابری زنان با مردان، لغو کار کودک و از همه مهمتر، گام برداشتن به سوی برابریِ درآمد جامعه و رشد اجتماعی بودند.
امروز شاهد آن هستیم که در هر دو کشور فساد در سطحی وسیع رواج دارد، در عین حال، دولتهایی غیر پاسخ گو بر هر دوکشور حاکم است. در چنین شرایطی، صفبندی نیروهای اجتماعی در هر دو جامعه بسیار به یکدیگر شباهت دارد. در هر دو کشور، نهادهای حکومتی همچون خانه کارگر در مقابل نهادهای مستقل قرار گرفتهاند. شبیه به همان نیروهایی که در ایران در عرصه مبارزاتی در دهه ۷۰ میلادی فعال بودند، در چند سال اخیر در الجزایر به عنوان پیشروان تغییر شرایط اجتماعی به نفع مردم و مبارزه بر علیه فساد ظهور کردهاند.
در الجزایر، نیروهای اجتماعی منتسب به جبهه آزادیبخش، فساد موجود را پذیرفته و ایجاد تغییرات را الزامی میدانند. به همین دلیل است که در دو سال گذشته، تغییر رئیس جمهوری و برگزاری انتخابات آزاد برای حفظ حق رأی مردم روی داده است. آنچه که در الجزایر کمتر قابل مشاهده است، در رأس قرار داشتن نهادهای امنیتی است. در ایران اما ۱۷ نهاد امنیتی موازی وجود دارد. حتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیروی امنیتی اختصاصی خود را دارد. چنین شرایطی در هیچ کجای دنیا نیست و فقط و نشاندهنده این است که حکومت ایران نسبت به شهروندان خود بسیار بدبین و بیاعتماد است.
از این زاویه میتوان گفت، تفاوت مبارزاتی که در الجزایر شکل گرفته، با مبارزات کارگری همراه با سرکوب و فشار در ایران، در عملکرد نیروهای خارج از کشور است. بدین معنا که نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور، بسیار به پیشبرد جنبش داخلی الجزایر کمک کرده است. همین نیروی خارجی، از لحاظ اجتماعی و ارتباط گیری بینالمللی، فعال و آگاه بوده است. موضوعی که در مورد نیروهای تبعیدی ایرانی، خلاء آن وجود دارد و نقش نیروهای امنیتی ایران برای ایجاد اختلاف بین فعالان اپوزیسیون را نباید دستکم گرفت. علیرغم رقابتی که نیروهای امنیتی در داخل کشور برای حفظ و تحکیم نظام در ایران دارند، مخالفان سیاسیِ حکومت ایران در خارج از کشور، در حال تضعیف یکدیگر هستند.
این در حالی است که فعالان الجزایری در تمام کنفدراسیونهای جهانی، در هماهنگی با یکدیگر، در دفاع از جنبش مردمی الجزایر بسیار فعالانه کار کردهاند. همین امر را میتوان درمورد کشور فیلیپین دید. نیروهای اجتماعی فیلیپین هم در خارج از کشور با حفظ تفاوتها، بسیار با هم هماهنگ هستند. آنها در یک چیز مشترکند: مبارزه علیه دیکتاتوری و بهبود زندگی مردم در داخل کشورشان.
همچنین در مثالی دیگر میتوان به دولت دیکتاتوری در کلمبیا اشاره کرد. شرکتهایی که در این کشور سرمایه گذاری کردهاند، مساله ایمنی در محیط کار را رعایت میکنند یا نیروهای اجتماعی در بنگلادش برای تحقق اشتغال کارگران تلاش میکنند. چنین رویکردی بهطور مثال در کامبوج هم وجود دارد. در این کشور هم اتحادیههای کارگری واقفند که دولت قادر به ایجاد اشتغال نیست.
من سه سال پیش در کامبوج حضور داشتم. در آن دوران، دولت وقت، در آستانه انتخابات، همه نیروهای اپوزیسیون خود را زندانی کرده بود. فعالان کارگری کامبوج، حتی در چنین شرایطی هم مبارزات خود را ادامه میدادند. همین وضعیت در ویتنام هم برقرار است. کشوری که از بسیاری جهات شبیه به ایران است. این کشور در سال ۱۹۷۸ پس از یک دوره جنگ طولانی، به استقرار و ثبات رسید. در حال حاضر این کشور به چنان مرحلهای از پیشرفت تکنولوژیک رسیده که حتی اتومبیلهایی که به توریستها هم اختصاص داده میشود، مجهز به اینترنت است و در عرصههای آموزش، بهداشت، مسکن و حق کار، بسیار پیشرفت داشته است. به عبارت دیگر، در یک مقایسه، وضعیت زحمتکشان جامعه ایران نسبن به جنبش جهانی کارگری، در یک وضعیت بحرانی و انفجاری قرار دارد و نیروهای امنیتی از هر گونه ابزار برای سرکوب جنبش کارگری استفاده میکنند و سرمایه داری جهانی هم غیر مستقیم در همکاری با این سرکوب همراه است چرا که هرگونه تغییر در ایران، کل وضعیت اقتصادی و سیاسی در منطقه خاورمیانه و آسیا را تغییر خواهد داد.
بهجز معدودی از کشورها، اگر شرایط بسیاری دیگر از کشورها را در کنار یکدیگر در نظر بگیریم، متوجه میشویم که جهان به نوعی به عقب، بازگشت داشته است.
بهنظر من، ایران هم به دوران دهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ شمسی عقب گرد داشته است. درست است که جامعه ایران در حال حاضر از لحاظ برخی موارد روبنایی و تزیینی رشد کرده اما از لحاظ ساختارهای بنیادی، دچار یک بازگشت و پسرفت شده است. این شرایطی که در ایران و در سطح بین الملل میبینیم نمیتواند رو به پیشرفت و توسعه باشد چرا که طبقهای که تحت عنوان دولت، جوامع را نمایندگی میکنند، از لحاظ اجتماعی آلوده، بسیار فاسد و بسیار نا کار آمد هستند.
پرسش: آیا به نظر شما بخشی از وضعیت فعلی ایران را میتوان ناشی از پیاده سازی سیاستهای نئو لیبرالی دانست یا عوامل دیگری دارد؟
پاسخ: در دو دهه اخیر ناکارآمدی حکومت ایران به اوج خود رسیده است. اگر در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی، برخی افراد متخصص در بدنه حاکمیت حضور داشتند، اکنون حضور بسیار کمرنگتری دارند و در حال حاضر نمیتوان آنها را بهعنوان نماینده حکومت محسوب کرد. در شرایط فعلی، ۷۰ درصد از اقتصاد کل کشور در اختیار نهادهای وابسته به رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران است.
وضعیت اقتصادی در ایران حتی از کره شمالی هم بدتر است. در کره شمالی، حکومت در نهایت اقداماتی در جهت رفاه مردم انجام داده است اما در ایران، مانند کشور برمه، اقتصاد در دست نهادهای نظامی است.
به طور مشخص در ایران، «اقتصادِ امنیتی» برقرار است و این شکل از اقتصاد هیچ ارتباطی به نئولیبرالیسم ندارد. نئولیبرالیسمی که در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد به معنی کاستن از قدرت دولت و سپردن اقتصاد به بخشهای خصوصی بههمراه مقررات زدایی است.
متاسفانه مقررات زدایی در کشور ما در وضعیتی بی ضابطه، در تمام سطوح وجود دارد. بهطور مثال، حتی در کشورهایی نظیر هندوستان و اندونزی یا سریلانکا، مقررات زدایی به ابعادی که در ایران وجود دارد، رایج نیست.
در چنین شرایطی، کارگران ایران به جای ۱۲ ماه (یک سال کامل) ۱۱ ماه حقوق میگیرند. دستمزدها با تاخیر و چند ماه یکبار پرداخت میشود و حتی اگر این دستمزدها بهموقع هم پرداخت شود، کارگران با آن میزان حقوق نمیتوانند حداقلهای معیشتی خود را تأمین کنند. حقوق ماهانه کارگران در ایران حتی جوابگوی نیازهای آنها در ۱۰ روز هم نیست.
خلاصه کلام اینکه، وضعیت فعلی در ایران هیچ ارتباطی به نئولیبرالیسم ندارد و تنها میتوان گفت اقتصاد ایران ملغمهای است از خرافات، سنت، اقتصاد پیشا سرمایه داری و برده داری.
جامعه ایران در حال حاضر در وضعیتی بهسر میبرد که حتی راه برون رفتی از شرایط موجود هم پیش روی خود نمیبیند. برای نمونه، تحریمهای بین المللی به نفع نیروهایی تمام شده که ۷۰ درصد از اقتصاد کشور را مصادره کردهاند
مقاله در مورد وضعیت معیشت کارگران ایران
وضعیت معیشت کارگران ایران
هرچند جنبش کارگری ایران در طول تاریخ خود فراز و فرودهای زیادی را از سر گذرانده اما بخش زیادی از مطالبات طرح شده از سوی این جنبش، همواره یکسان بوده است. «افزایش دستمزدها، تعطیلی یک روز در هفتە، کاهش ساعات کار، پرداخت حقوق اضافی برای کار شبانە، بازنشستگی پس از ۲۵ سال سابقە کار و پرداخت بهموقع دستمزدها» از جمله مطالباتی است که پس از دهها سال همچنان در اولویت مبارزات کارگری در ایران قرار دارد.
طبقه کارگر ایران در حال حاضر اما در شرایطی بهسر میبرد که حتی از دستیابی به حقوق اولیه خود نظیر حق داشتن تشکل مستقل، محروم مانده و فعالان کارگری بابت پیگیریِ حقوق بدیهی خود، پیوسته با تعرض و تهاجم نهادهای امنیتی مواجه هستند.
در چنین شرایطی چه چشم اندازی پیش روی طبقه کارگر ایران قرار دارد؟ آیا کارگران قادر خواهند بود در برقراری عدالت اجتماعی در جامعه، نقش موثری ایفا کنند؟
حقوق ما، برای بررسی وضعیت کارگران ایرانی و مقایسه آن با جنبشهای کارگری در دیگر کشورها، با طرح چند پرسشها، به سراغ مهدی کوهستانی نژاد، مشاور کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری و عضو کنگره کار کانادا رفته است.
پرسش: در شرایطی که حقوق بگیران و طبقه کارگر ایران، سازماندهی و تشکل مستقل و سندیکا ندارند، آیا میتوانند در تغییر آینده سیاسی ایران نقش ایفا کنند؟ با شرایط موجود، چه چشماندازی پیش روی کارگران و مزدبگیران است؟
پاسخ: در جایی که حق تشکل و حق اعتصاب سلب شود، بالتبع توازن و تأثیر خود را در زندگی زحمتکشان و مزد بگیران نمایان میسازد. در این زمینه، ایران یکی از بدترین کشورها در عرصه حقوق پایهای و کنوانسیوانهای بینالمللی است. طبقه کارگر ایران شاید به معنی رایجاش از نهادهای صنفی محروم باشد اما از لحاظ تاثیرگذاریاش در آینده سیاسی جامعه ایران، نقش تعیین کنندهای دارد و در مقایسه با بسیاری از کشورهایی که در آنها حق داشتن تشکلهای مستقلِ کارگری به رسمیت شناخته شده، اگرچه به طور نسبی وضعیت و شرایط کارگران ما بهتر نیست اما از جایگاه اجتماعی و حرمت زحمتکشان بالاتری برخوردار است.. بههمین دلیل، گفتمان سیاسی جامعه ایران بدون نقش و جایگاه مبارزات کارگری، دچار نقصان خواهد بود. در مقایسه با کشورهایی نظیر لبنان، ترکیه، عراق و کشورهای منطقه که حداقلهای کنوانسیونهای جهانی را رعایت میکنند، وضعیت زندگی مبارزاتی و معیشتی کارگران در ایران بسیار متفاوت است. حکومت ایران یکی از پنج دولتی است که در سطح جهانی از لحاظ سرکوب، اذیت و آزار، زندانی کردن و بیکار کردن کارگران، وضعیت وخیمی پیش روی آنها قرار داده است.
پرسش: شما به دلیل حضور میدانی، اطلاع کافی از وضعیت کارگران در برخی از کشورهای جهان دارید. بهنظر شما اگر بخواهیم جامعهای نظیر الجزایر را با فضای فعلی جامعه ایران مقایسه کنیم، چه تشابهات و تفاوتهایی وجود دارد؟
پاسخ: اتفاقا جنبش کارگری الجزایر و جنبش کارگری ایران در چندین عرصه شباهتهایی با هم دارند. هر دو این جنبشها در دهه ۷۰ تا۵۰ میلادی دارای گرایشهای آزادیبخش در سطح گستردهای از جامعه بودند و به تغییرات از زاویه ملی، استقلال و رهایی، نظر داشتند. هر دو برآمده از تحولی بودند که نتیجه آن با امید بر سر کار آمدن جریاناتی بودند که خواهان بهبود زندگی کارگران، بهبود زندگی مردم، برابری زنان با مردان، لغو کار کودک و از همه مهمتر، گام برداشتن به سوی برابریِ درآمد جامعه و رشد اجتماعی بودند.
امروز شاهد آن هستیم که در هر دو کشور فساد در سطحی وسیع رواج دارد، در عین حال، دولتهایی غیر پاسخ گو بر هر دوکشور حاکم است. در چنین شرایطی، صفبندی نیروهای اجتماعی در هر دو جامعه بسیار به یکدیگر شباهت دارد. در هر دو کشور، نهادهای حکومتی همچون خانه کارگر در مقابل نهادهای مستقل قرار گرفتهاند. شبیه به همان نیروهایی که در ایران در عرصه مبارزاتی در دهه ۷۰ میلادی فعال بودند، در چند سال اخیر در الجزایر به عنوان پیشروان تغییر شرایط اجتماعی به نفع مردم و مبارزه بر علیه فساد ظهور کردهاند.
در الجزایر، نیروهای اجتماعی منتسب به جبهه آزادیبخش، فساد موجود را پذیرفته و ایجاد تغییرات را الزامی میدانند. به همین دلیل است که در دو سال گذشته، تغییر رئیس جمهوری و برگزاری انتخابات آزاد برای حفظ حق رأی مردم روی داده است. آنچه که در الجزایر کمتر قابل مشاهده است، در رأس قرار داشتن نهادهای امنیتی است. در ایران اما ۱۷ نهاد امنیتی موازی وجود دارد. حتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیروی امنیتی اختصاصی خود را دارد. چنین شرایطی در هیچ کجای دنیا نیست و فقط و نشاندهنده این است که حکومت ایران نسبت به شهروندان خود بسیار بدبین و بیاعتماد است.
از این زاویه میتوان گفت، تفاوت مبارزاتی که در الجزایر شکل گرفته، با مبارزات کارگری همراه با سرکوب و فشار در ایران، در عملکرد نیروهای خارج از کشور است. بدین معنا که نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور، بسیار به پیشبرد جنبش داخلی الجزایر کمک کرده است. همین نیروی خارجی، از لحاظ اجتماعی و ارتباط گیری بینالمللی، فعال و آگاه بوده است. موضوعی که در مورد نیروهای تبعیدی ایرانی، خلاء آن وجود دارد و نقش نیروهای امنیتی ایران برای ایجاد اختلاف بین فعالان اپوزیسیون را نباید دستکم گرفت. علیرغم رقابتی که نیروهای امنیتی در داخل کشور برای حفظ و تحکیم نظام در ایران دارند، مخالفان سیاسیِ حکومت ایران در خارج از کشور، در حال تضعیف یکدیگر هستند.
این در حالی است که فعالان الجزایری در تمام کنفدراسیونهای جهانی، در هماهنگی با یکدیگر، در دفاع از جنبش مردمی الجزایر بسیار فعالانه کار کردهاند. همین امر را میتوان درمورد کشور فیلیپین دید. نیروهای اجتماعی فیلیپین هم در خارج از کشور با حفظ تفاوتها، بسیار با هم هماهنگ هستند. آنها در یک چیز مشترکند: مبارزه علیه دیکتاتوری و بهبود زندگی مردم در داخل کشورشان.
همچنین در مثالی دیگر میتوان به دولت دیکتاتوری در کلمبیا اشاره کرد. شرکتهایی که در این کشور سرمایه گذاری کردهاند، مساله ایمنی در محیط کار را رعایت میکنند یا نیروهای اجتماعی در بنگلادش برای تحقق اشتغال کارگران تلاش میکنند. چنین رویکردی بهطور مثال در کامبوج هم وجود دارد. در این کشور هم اتحادیههای کارگری واقفند که دولت قادر به ایجاد اشتغال نیست.
من سه سال پیش در کامبوج حضور داشتم. در آن دوران، دولت وقت، در آستانه انتخابات، همه نیروهای اپوزیسیون خود را زندانی کرده بود. فعالان کارگری کامبوج، حتی در چنین شرایطی هم مبارزات خود را ادامه میدادند. همین وضعیت در ویتنام هم برقرار است. کشوری که از بسیاری جهات شبیه به ایران است. این کشور در سال ۱۹۷۸ پس از یک دوره جنگ طولانی، به استقرار و ثبات رسید. در حال حاضر این کشور به چنان مرحلهای از پیشرفت تکنولوژیک رسیده که حتی اتومبیلهایی که به توریستها هم اختصاص داده میشود، مجهز به اینترنت است و در عرصههای آموزش، بهداشت، مسکن و حق کار، بسیار پیشرفت داشته است. به عبارت دیگر، در یک مقایسه، وضعیت زحمتکشان جامعه ایران نسبن به جنبش جهانی کارگری، در یک وضعیت بحرانی و انفجاری قرار دارد و نیروهای امنیتی از هر گونه ابزار برای سرکوب جنبش کارگری استفاده میکنند و سرمایه داری جهانی هم غیر مستقیم در همکاری با این سرکوب همراه است چرا که هرگونه تغییر در ایران، کل وضعیت اقتصادی و سیاسی در منطقه خاورمیانه و آسیا را تغییر خواهد داد.
بهجز معدودی از کشورها، اگر شرایط بسیاری دیگر از کشورها را در کنار یکدیگر در نظر بگیریم، متوجه میشویم که جهان به نوعی به عقب، بازگشت داشته است.
بهنظر من، ایران هم به دوران دهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ شمسی عقب گرد داشته است. درست است که جامعه ایران در حال حاضر از لحاظ برخی موارد روبنایی و تزیینی رشد کرده اما از لحاظ ساختارهای بنیادی، دچار یک بازگشت و پسرفت شده است. این شرایطی که در ایران و در سطح بین الملل میبینیم نمیتواند رو به پیشرفت و توسعه باشد چرا که طبقهای که تحت عنوان دولت، جوامع را نمایندگی میکنند، از لحاظ اجتماعی آلوده، بسیار فاسد و بسیار نا کار آمد هستند.
پرسش: آیا به نظر شما بخشی از وضعیت فعلی ایران را میتوان ناشی از پیاده سازی سیاستهای نئو لیبرالی دانست یا عوامل دیگری دارد؟
پاسخ: در دو دهه اخیر ناکارآمدی حکومت ایران به اوج خود رسیده است. اگر در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی، برخی افراد متخصص در بدنه حاکمیت حضور داشتند، اکنون حضور بسیار کمرنگتری دارند و در حال حاضر نمیتوان آنها را بهعنوان نماینده حکومت محسوب کرد. در شرایط فعلی، ۷۰ درصد از اقتصاد کل کشور در اختیار نهادهای وابسته به رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران است.
وضعیت اقتصادی در ایران حتی از کره شمالی هم بدتر است. در کره شمالی، حکومت در نهایت اقداماتی در جهت رفاه مردم انجام داده است اما در ایران، مانند کشور برمه، اقتصاد در دست نهادهای نظامی است.
به طور مشخص در ایران، «اقتصادِ امنیتی» برقرار است و این شکل از اقتصاد هیچ ارتباطی به نئولیبرالیسم ندارد. نئولیبرالیسمی که در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد به معنی کاستن از قدرت دولت و سپردن اقتصاد به بخشهای خصوصی بههمراه مقررات زدایی است.
متاسفانه مقررات زدایی در کشور ما در وضعیتی بی ضابطه، در تمام سطوح وجود دارد. بهطور مثال، حتی در کشورهایی نظیر هندوستان و اندونزی یا سریلانکا، مقررات زدایی به ابعادی که در ایران وجود دارد، رایج نیست.
در چنین شرایطی، کارگران ایران به جای ۱۲ ماه (یک سال کامل) ۱۱ ماه حقوق میگیرند. دستمزدها با تاخیر و چند ماه یکبار پرداخت میشود و حتی اگر این دستمزدها بهموقع هم پرداخت شود، کارگران با آن میزان حقوق نمیتوانند حداقلهای معیشتی خود را تأمین کنند. حقوق ماهانه کارگران در ایران حتی جوابگوی نیازهای آنها در ۱۰ روز هم نیست.
خلاصه کلام اینکه، وضعیت فعلی در ایران هیچ ارتباطی به نئولیبرالیسم ندارد و تنها میتوان گفت اقتصاد ایران ملغمهای است از خرافات، سنت، اقتصاد پیشا سرمایه داری و برده داری.
جامعه ایران در حال حاضر در وضعیتی بهسر میبرد که حتی راه برون رفتی از شرایط موجود هم پیش روی خود نمیبیند. برای نمونه، تحریمهای بین المللی به نفع نیروهایی تمام شده که ۷۰ درصد از اقتصاد کشور را مصادره کردهاند
۱۴۰۳ بهمن ۲۹, دوشنبه
مقاله در مورد برداشت حق و حقوق پرستاران
🔸️ به اسم پرستار از صندوق توسعه ملی پول برداشتند، اما پول جای دیگری رفت/ ۵۰ هزار پرستار خانهنشین داریم/ ترک شغل سالانه ۴۰۰۰ پرستار
قبلا متوسط معوقه پرستاران یک سال بود و در حال حاضر این زمان به ۶ ماه کاهش پیدا کرده است و تنها کاری که انجام شد این بود که معدل معوقات پرستاران به ۶ ماه رسیده است.
مقاله در مورد برداشت حق و حقوق پرستاران
🔸️ به اسم پرستار از صندوق توسعه ملی پول برداشتند، اما پول جای دیگری رفت/ ۵۰ هزار پرستار خانهنشین داریم/ ترک شغل سالانه ۴۰۰۰ پرستار
قبلا متوسط معوقه پرستاران یک سال بود و در حال حاضر این زمان به ۶ ماه کاهش پیدا کرده است و تنها کاری که انجام شد این بود که معدل معوقات پرستاران به ۶ ماه رسیده است.
انتظار خرید خانه برای پرستاران ایرانی
‼️ زمان انتظار خرید خانه برای پرستاران در کشورهای مختلف / پرستاران عربستانی در مدت انتظار پرستاران ایرانی برای خرید مسکن ۲۸ خانه میخرند!
انتظار خرید خانه برای پرستاران ایرانی
‼️ زمان انتظار خرید خانه برای پرستاران در کشورهای مختلف / پرستاران عربستانی در مدت انتظار پرستاران ایرانی برای خرید مسکن ۲۸ خانه میخرند!
۱۴۰۳ بهمن ۲۸, یکشنبه
وضعیت حقوق بشر و آزادیهای فردی در ایران از ا
وضعیت حقوق بشر و آزادیهای فردی در ایران از اا

در این بخش میتوانیم با مقدمهای در مورد اهمیت حقوق بشر و آزادیهای فردی آغاز کنیم و سپس به وضعیت ایران در این زمینه اشاره کنیم. تمرکز بر دوره زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ و تحولات سیاسی و اجتماعی این سالها ضروری است.
وضعیت حقوق بشر و آزادیهای فردی در ایران از ا
وضعیت حقوق بشر و آزادیهای فردی در ایران از اا

در این بخش میتوانیم با مقدمهای در مورد اهمیت حقوق بشر و آزادیهای فردی آغاز کنیم و سپس به وضعیت ایران در این زمینه اشاره کنیم. تمرکز بر دوره زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ و تحولات سیاسی و اجتماعی این سالها ضروری است.
۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه عدالت در نظام جمهوری اسلامی، فاسدان در آغوش نظام
۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه عدالت در نظام جمهوری اسلامی، فاسدان در آغوش نظام
۱۴۰۳ بهمن ۲۶, جمعه
مقاله ای درباره ازادی تفکر و عقیده
مقاله درباره ازادی تفکر و عقیده
آزادی تفکر و اندیشه از طبیعی ترین و اصیل ترین حقوق هر فرد از افراد جامعهء بشری است و زیر بنای بسیاری ازتحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به شمار میرود . بر این اساس هر فردی می تواند درباره هرموضوعی که بخواهد فکر کند بدون آنکه کسی حق داشته باشد افکار وعقاید او را کنترل یا محدود نماید. در این مقاله سعی شده است هر چند به صورت اختصار در مورد نقش این مسأله مهم که از آرمان های جامعه بشری به شمار آمده است و بحث با توجه به این که موضوع مقاله نقش آزادی تفکر در تفاسیر عمومی کمیته حقوق بشر میباشد ، محور بحث در اطراف تفاسیر اساسی مزبور در رابطه با آزادی عقیده و وجدان بچرخد.
* مقدمه :
مقاله ای درباره ازادی تفکر و عقیده
مقاله درباره ازادی تفکر و عقیده
آزادی تفکر و اندیشه از طبیعی ترین و اصیل ترین حقوق هر فرد از افراد جامعهء بشری است و زیر بنای بسیاری ازتحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به شمار میرود . بر این اساس هر فردی می تواند درباره هرموضوعی که بخواهد فکر کند بدون آنکه کسی حق داشته باشد افکار وعقاید او را کنترل یا محدود نماید. در این مقاله سعی شده است هر چند به صورت اختصار در مورد نقش این مسأله مهم که از آرمان های جامعه بشری به شمار آمده است و بحث با توجه به این که موضوع مقاله نقش آزادی تفکر در تفاسیر عمومی کمیته حقوق بشر میباشد ، محور بحث در اطراف تفاسیر اساسی مزبور در رابطه با آزادی عقیده و وجدان بچرخد.
* مقدمه :
۱۴۰۳ بهمن ۲۳, سهشنبه
خرید و فروش نوزاد . قیمت نوزاد دختر چند
‼️ ؟خرید و فروش نوزاد در فضای مجازی؛ قیمت نوزاد دختر چند
خرید و فروش نوزاد . قیمت نوزاد دختر چند
‼️ ؟خرید و فروش نوزاد در فضای مجازی؛ قیمت نوزاد دختر چند
۱۴۰۳ بهمن ۲۱, یکشنبه
تحلیل جرمانگاری ارتداد در مواجهه حقوق بشر اسلامی
مقاله:
تحلیل جرمانگاری ارتداد در مواجهه حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر بینالمللی: دیالکتیک حقوق بشر و حقوق شهروندی
ارتداد در شریعت اسلامی به معنای عدول از دین اسلام است که مطابق مقررات اسلامی وصفی مجرمانه داشته و مجازات آن از جمله شدیدترین مجازاتها به شمار میرود. برخی از دول اسلامی نیز آن را جرم تلقی نموده و مستوجب مجازات مقرر در شرع دانستهاند. این در حالی است که به موجب اندیشه حقوق بشر غربی و وفق برخی از اسناد بینالمللی حقوق بشر، جرمانگاری ارتداد با حقوق بنیادین اولیه بشری در تعارض بوده و فرد باید در کنار حق انتخاب دین و مذهب، دارای حق تغییر دین و مذهب نیز باشد.
تحلیل جرمانگاری ارتداد در مواجهه حقوق بشر اسلامی
مقاله:
تحلیل جرمانگاری ارتداد در مواجهه حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر بینالمللی: دیالکتیک حقوق بشر و حقوق شهروندی
ارتداد در شریعت اسلامی به معنای عدول از دین اسلام است که مطابق مقررات اسلامی وصفی مجرمانه داشته و مجازات آن از جمله شدیدترین مجازاتها به شمار میرود. برخی از دول اسلامی نیز آن را جرم تلقی نموده و مستوجب مجازات مقرر در شرع دانستهاند. این در حالی است که به موجب اندیشه حقوق بشر غربی و وفق برخی از اسناد بینالمللی حقوق بشر، جرمانگاری ارتداد با حقوق بنیادین اولیه بشری در تعارض بوده و فرد باید در کنار حق انتخاب دین و مذهب، دارای حق تغییر دین و مذهب نیز باشد.
کجا دیدی که مهمان عیب صاحبخانه را گوید ه را
کجا دیدی که مهمان عیب صاحبخانه را گوید
جواب اجنبی در خاک ما یک مشت جانانه است
همانی که همین را داد زد شیخا تو بودی، نه؟
همین ایراد را پیراهن عثمان نمودی، نه؟
شما که کرده بودی این سخن در بوق یا طبلی
چه فرقی می کند این دولت بی عرضه با قبلی
یکی از عاملان نهی از منکر به من گوید
کجا دیدی که مهمان عیب صاحبخانه را جوید؟
چه مهمانی همانی که به خاکت حمله آورده
حدود هشت سال این خاک را ماتم سرا کرده
همانی که درون کشورش، بغداد و کردستان
زنان آزاد می گردند در هر باغ و هر بستان
یقیین دارم اگر که باکری این صحنه را می دید
به قبر عاملان این وقاحت لعن میربارید
زن ملعونه ای که ابروانت نقش ابلیس است
تویی که کشورت امنیتش بند دوتا پیس است
غلط کردی زن یک روزه ی ده شیخ و صد مفتی
به ناموس من و هم میهنم این گونه بد گفتی
علی صاحب کار #
کجا دیدی که مهمان عیب صاحبخانه را گوید ه را
کجا دیدی که مهمان عیب صاحبخانه را گوید
جواب اجنبی در خاک ما یک مشت جانانه است
همانی که همین را داد زد شیخا تو بودی، نه؟
همین ایراد را پیراهن عثمان نمودی، نه؟
شما که کرده بودی این سخن در بوق یا طبلی
چه فرقی می کند این دولت بی عرضه با قبلی
یکی از عاملان نهی از منکر به من گوید
کجا دیدی که مهمان عیب صاحبخانه را جوید؟
چه مهمانی همانی که به خاکت حمله آورده
حدود هشت سال این خاک را ماتم سرا کرده
همانی که درون کشورش، بغداد و کردستان
زنان آزاد می گردند در هر باغ و هر بستان
یقیین دارم اگر که باکری این صحنه را می دید
به قبر عاملان این وقاحت لعن میربارید
زن ملعونه ای که ابروانت نقش ابلیس است
تویی که کشورت امنیتش بند دوتا پیس است
غلط کردی زن یک روزه ی ده شیخ و صد مفتی
به ناموس من و هم میهنم این گونه بد گفتی
علی صاحب کار #
اعدام زنان در ایران در سال ۲۰۲۴
اعدام زنان در ایران در سال.
2024
اعدام زنان در ایران در سال ۲۰۲۴
اعدام زنان در ایران در سال.
2024
دلتنگی برای وطن
دلتنگی برای وطن
دلتنگی برای وطن
دلتنگی برای وطن
۱۴۰۳ بهمن ۱۸, پنجشنبه
طبقهی کارگر به عنوان یکی از زحمتکش ترین
طبقهی کارگر به عنوان یکی از زحمتکش ترین و در عین حال مظلوم ترین طبقات جامعه به شمار می آید، علاوه بر سختی کار، حقوق های پرداخت نشده چندماهه ، مشکلات زندگی و عوامل طاقت فرسای دیگر، نبود ایمنی و به خطر افتادن جان کارگران در حین کار یکی از مسائل جدی به شمار می آید که متاسفانه باعث از دست رفتن جانهای عزیز کارگران میشود

"سالانه به طور متوسط حدود دو هزار نفر نیروی کار بر اثر حوادث ناشی از محیط کار جان خود را از دست میدهند.
وی اعتراف کرد: قشر عظیمی از مردم در محیط کار هستند و در صورت استاندارد نشدن حوادث مختلفی را در پی دارد.
نبود ایمنی یکی از دلایل عمده ای بود که باعث مرگ کارگرها در معدن زمستان یورت گرگان شده بود،. حادثه ای که باعث مرگ 43 کارگرمعدن و مهندس ایمنی شد. و اخبار غیر واقعی که راجع به حادثه معدن در رسانه های رژیم منتشر شد خشم کارگران را برانگیخت:
در همان حادثه یکی از کارگران مظلوم معدن خطاب به آخوند روحانی با خشم گفت:
«...بین 22ساله معدن کار میکنیم .اصلا هیچکدام شما نمیدانید معدن کار یعنی چه حالا یادتون افتاده اومدین جمع شدین.چهل نفرو ما ازدست دادیم. صد و هفتاد تا بچه بی پدر شدن، مادراشان چهل تا زن بیوه شده.ما اصلا نمیدونیم میخوایم چکار کنیم .این چه معنی داره هیچ کس پیگیر نیست. آقای عزیز ما چند سال پیش آمدیم دادگاه آزادشهر شکایت کردیم ما رو با باتوم همه همکاراتون زدن فرار کردیم.پارسال اومدیم فرمانداری، چهارده ماه حقوق نگرفته بودیم اومدیم فرمانداری اعتراض کنیم با زن هامون اومدیم، خانم ها رو هم آوردیم که حقمونو بگیریم یعنی تو رئیس جمهور متوجه نشدی؟ من بیست میلیون ازین شرکت طلب دارم. ده هزارتومن تو خونه ام نیست بچه ام رو ببرم دکتر. آقای رئیس جمهور کارگر ذوب آهن یک میلیون حقوق میگیره وجدانا شما بگید با این یک میلیون چه گلی به سرمون بگیریم .آقای رئیس جمهور تو این شرکت هرکه تو معدن کار کنه بیست سال/بیست و پنج سال کار میکنه و بازنشسته میشه، یک میلیون و چهارصد تومن بهش حقوق میدن. این با یک میلیون و چهارصد تومان بچه هاش ازدواج میکنن هزارتا گرفتاری داره دیگه نفسی برای کار نداره.چکار کنیم.اینا همه اومدن اینجا.آقای رئیس جمهور خواهشی که از شما داریم این معدن هزارو هفتصد متر رفته بدون تعبیه.این مسئولین کجا هستن؟ دیشب معاون استاندار میگه این معدن گاز نداشت.بیارش اینجا ببینم کجاش گاز نداشت.دروغ میگن همه شان. ما فرماندار نداریم بخشدار نداریم استاندار نداریم .شما ساختمون پلاسکو هجده نفر مردن چه تشییع جنازه ای انجام دادین چرا برای مردگان ما تشییع جنازه اینطور شد؟»
پلاسکو نیز یکی از ساختمان هایی بود که در آن نبود وسایل ایمنی باعث گسترش آتش و ایجاد انفجار بحث برانگیز و آتش سوزی آن شد و منجر به فوت بسیاری از کارگران و آتش نشانان شد
طبقهی کارگر به عنوان یکی از زحمتکش ترین
طبقهی کارگر به عنوان یکی از زحمتکش ترین و در عین حال مظلوم ترین طبقات جامعه به شمار می آید، علاوه بر سختی کار، حقوق های پرداخت نشده چندماهه ، مشکلات زندگی و عوامل طاقت فرسای دیگر، نبود ایمنی و به خطر افتادن جان کارگران در حین کار یکی از مسائل جدی به شمار می آید که متاسفانه باعث از دست رفتن جانهای عزیز کارگران میشود

"سالانه به طور متوسط حدود دو هزار نفر نیروی کار بر اثر حوادث ناشی از محیط کار جان خود را از دست میدهند.
وی اعتراف کرد: قشر عظیمی از مردم در محیط کار هستند و در صورت استاندارد نشدن حوادث مختلفی را در پی دارد.
نبود ایمنی یکی از دلایل عمده ای بود که باعث مرگ کارگرها در معدن زمستان یورت گرگان شده بود،. حادثه ای که باعث مرگ 43 کارگرمعدن و مهندس ایمنی شد. و اخبار غیر واقعی که راجع به حادثه معدن در رسانه های رژیم منتشر شد خشم کارگران را برانگیخت:
در همان حادثه یکی از کارگران مظلوم معدن خطاب به آخوند روحانی با خشم گفت:
«...بین 22ساله معدن کار میکنیم .اصلا هیچکدام شما نمیدانید معدن کار یعنی چه حالا یادتون افتاده اومدین جمع شدین.چهل نفرو ما ازدست دادیم. صد و هفتاد تا بچه بی پدر شدن، مادراشان چهل تا زن بیوه شده.ما اصلا نمیدونیم میخوایم چکار کنیم .این چه معنی داره هیچ کس پیگیر نیست. آقای عزیز ما چند سال پیش آمدیم دادگاه آزادشهر شکایت کردیم ما رو با باتوم همه همکاراتون زدن فرار کردیم.پارسال اومدیم فرمانداری، چهارده ماه حقوق نگرفته بودیم اومدیم فرمانداری اعتراض کنیم با زن هامون اومدیم، خانم ها رو هم آوردیم که حقمونو بگیریم یعنی تو رئیس جمهور متوجه نشدی؟ من بیست میلیون ازین شرکت طلب دارم. ده هزارتومن تو خونه ام نیست بچه ام رو ببرم دکتر. آقای رئیس جمهور کارگر ذوب آهن یک میلیون حقوق میگیره وجدانا شما بگید با این یک میلیون چه گلی به سرمون بگیریم .آقای رئیس جمهور تو این شرکت هرکه تو معدن کار کنه بیست سال/بیست و پنج سال کار میکنه و بازنشسته میشه، یک میلیون و چهارصد تومن بهش حقوق میدن. این با یک میلیون و چهارصد تومان بچه هاش ازدواج میکنن هزارتا گرفتاری داره دیگه نفسی برای کار نداره.چکار کنیم.اینا همه اومدن اینجا.آقای رئیس جمهور خواهشی که از شما داریم این معدن هزارو هفتصد متر رفته بدون تعبیه.این مسئولین کجا هستن؟ دیشب معاون استاندار میگه این معدن گاز نداشت.بیارش اینجا ببینم کجاش گاز نداشت.دروغ میگن همه شان. ما فرماندار نداریم بخشدار نداریم استاندار نداریم .شما ساختمون پلاسکو هجده نفر مردن چه تشییع جنازه ای انجام دادین چرا برای مردگان ما تشییع جنازه اینطور شد؟»
پلاسکو نیز یکی از ساختمان هایی بود که در آن نبود وسایل ایمنی باعث گسترش آتش و ایجاد انفجار بحث برانگیز و آتش سوزی آن شد و منجر به فوت بسیاری از کارگران و آتش نشانان شد
معرفی کتاب: حقوق پناهندگی
در این روزها که واژهی پناهنده، پناهجو و گاه آواره در سطر تیتر تمامی رسانههای دنیا نامی آشنا بر خود گرفته است، معرفی کوتاهی درخصوص کتاب “ح...
-
در این روزها که واژهی پناهنده، پناهجو و گاه آواره در سطر تیتر تمامی رسانههای دنیا نامی آشنا بر خود گرفته است، معرفی کوتاهی درخصوص کتاب “ح...
-
دلتنگی برای وطن ای وطن، ای خاک روشن، ای صدای ناب عشق باز نامت بر لب من، میشود بیتاب عشق هر کجا رفتم دلم جا ماند در آغوش تو مثل بادی بیق...
-
اثرات جنگ بر کدام گروهها بیشتر است؟ /مردان بیشتر کشته میشوند، زنان در معرض تبعات طولانیمدت جنگ هستند /برخورد با مهاجران غیرقانونی باید...